319
ابونمى در پاسخ از آنچه رخ داده عذرخواهى كرد 1و مىدانيم كه ابونمى جز در بارۀ اشتباهى كه مرتكب شده،عذرخواهى نكرده است.باور ما اين است كه آن عذر در غير مسألۀ جنگ با آل قتاده در مدينه بود،چرا كه موضع او برابر آل قتاده،در جهت دفاع از حكومت و امارتش بر مكه بود.اين در حالى بود كه آل قتاده-كه ارتباطشان با سلطان مماليك در مصر و دوستىشان با آنان بسيار نيرومند بود-وزير سلطان بيبرس را بر ضد ابونمى تحريك مىكردند.اگر اين درست باشد،طبيعى است كه عذر خواهى ابونمى،در واقع عذرخواهى فرد ضعيفى است كه توان مقابله با نيروى نظامى مماليك را در مصر ندارد.
ابونمى عذرخواهى كرد و حال آن كه به باور ما،اين عذرخواهى خالصانه نبود.به همين دليل اندكى نگذشت كه وى باز دشمنى خود را با مماليك آغاز كرد.يك ضعيف عاصى و سركِش،در مواجهۀ با فرد قدرتمند چارهاى جز آن ندارد كه در حدودى كه مىتواند دشمنى خود را نشان دهد.بنابراين شگفت نبود كه ابونمى دشمنى خود را در اين حد آغاز كرد كه بار ديگر مكوس را برقرار كرده و نسبت به برخى از شؤون حفظ و حراست،بىتوجهى نمود،اين مسأله به خصوص در بارۀ قافله مصرى بيشتر صدق مىكرد.چنان كه نبايد تعجب كرد كه وى با حكومت آل رسول در يمن به صورت پنهانى ارتباط برقرار كرده،هداياى آنان را مىگرفت و نسبت به قافلۀ يمن اعتنا و احترام بيشترى نشان مىداد وبسا آنان را بر قافلۀ مصرى مقدم مىداشت.همۀاينها از اين عبارت فاسى هم به دست مىآيد كه مىگويد:ملك قلاوونالفى، 2در سال681 به ابونمى نامه نوشته ازاو خواست براى نشان دادن صداقتش قسم ياد كرده،به مماليك خيانت نكند،و به جايى جز آنان توجه پيدا نكند و ديگران را بر آنان مقدّم نشمارد،و اجازۀ زيارت كعبه را به هر عاكف و بادى بدهد و امنيت كاروان آنان را تأمين كند و تنها به نام آنان خطبه بخواند و