307ابن جبير همچنين از جشنها ومراسم مكيان سخن مىگويد:من آنان را در شب اول رجب ديدم كه همه به عمره مىروند.زنان آنان هم سواره بر هودج در ابطح مكه به حركت در مىآيند،به طورى كه هيچ كس در مكه نمىماند جز آن كه براى عمره از شهر خارج مىشود.آنان هودجها را با آويزههايى از حرير زينت مىدهند و آنها را با پردههاى مُزَركشى [ زريباف] مىپوشانند،آن گونه كه تا روى زمين كشيده مىشود. 1در صبح نخستين روز رجب، 2امير در ميان جمعى كثير عازم عمره شده و مردم قبيله قبيله و محله محله خارج شده،سواره و پياده به حركت در مىآيند،در حالى كه همراه خود حربهها و شمشيرهايى در غلافهاى شگفت در دست دارند.آنان شمشيرهاى خود را به هوا انداخته دوباره غلاف آن را مىگيرند و با آن همه ازدحام گويى از شمشير خود جدا نشدهاند.وقتى امير از عمره باز مىگردد،با شتاب داخل مسجد شده و همراه همراهان فراوانش به طواف مىپردازد. 3
طواف امير جالب توجه بوده است.ابن جبير شاهد طواف مكثر بوده كه در كنار او طواف مىكرده و او مفصل شرح آن را آورده است.خلاصۀ آن اين است كه امير،قرّائى دارد كه پيشاپيش او در طواف حركت مىكنند.جلوتر از آنان نگهبانانِ سودانى هستند كه شمشيرهاى بركشيده در دست دارند.وقتى امير طوافش را آغاز مىكند يك كودك مؤذن كه يازده سال دارد و برادر مؤذن زمزمى-مؤذنى كه روى زمزم اذان مىگويد-است،بر بام قبّۀ زمزم شروع به دعاى براى امير مىكند.وقتى امير از ركن يمانى آغاز مىكند،آن مؤذن مىگويد:صبّح اللّٰه الأمير بالسعادة الدائمة و النعمة الشاملة.پس از آن با سخنانى مسجّع و جالب توجه كه دعاست كلامش را ادامه داده و با برخى از ابيات كه در مدح امير است،كارش را تمام مىكند.وقتى شوط دوم را آغاز مىكند،دعاى ديگرى مىخواند و آن را هم با ابياتى به پايان مىبرد.اين كار تا پايان طواف ادامه مىيابد. 4
ابن جبير مىگويد كه مكثر در جايى نزديك مسجد الحرام برابر باب على در