308خانهاى كه متصل به ميلۀ سبز است و سعىكنندگان هروله را از آنجا آغاز مىكنند، اقامت داشت.
ابن جبير در وصف خود،از روزۀ رمضان در مكه ياد كرده كه خلاصۀ آن چنين است:صداى طبلهاى امير در شبى كه ليلة الشك است به صدا در مىآيد تا روزۀ يومالشك را اعلام كند.پس از آن مسجد نورباران شده و امامان براى اقامۀ نماز تراويح در جاى جاى مسجد قرار مىگيرند،به طورى كه كمتر زاويهاى در مسجد باقى مىماند جز آنكه يك قارى با گروهى در آنجا مشغول نماز است.تعداد فراوانى شمع در شكلهاى مختلف روشن بوده و كسانى بين دو نماز هفت بار طواف مىكنند.در مسجد شلاقهايى«فرقعه»وجود دارد كه با تكان دادن آن در آسمان صدايى توليد مىشود و با پايان يافتن اذان مغرب و همين طور بعد از پايان اذان عشا،سه بار نواخته مىشود.اذان سحر را مؤذّن زمزمى در مأذنۀ باب على كه نزديك خانۀ امير است بر عهده دارد.وى دو برادر كوچك دارد كه با صدايى نازك،اذان او را تكرار مىكنند.در بالاى مأذنه چوبى طولانى هست كه عودى روى آن نصب شده و دو طرف آن قنديلهايى است كه وقتى اذان صبح گفته شده و وقت امساك مىشود،خاموش مىشود.مردم مكه روى ارتفاعات دور از مسجد با ديدن خاموش شدن آن قنديلها از خوردن خوددارى مىكنند. 1
ابن جبير از مراسم شب نيمۀ شعبان ياد كرده،مىگويد كه گروههاى جمعيت در هر نقطهاى از مسجد حضور دارند.مردم نادان بر اين باورند كه زمزم در اين شب مىجوشد تا آن كه پر از آب مىشود و آنان براى تبرّك در آنجا ازدحام مىكنند. 2
به عقيدۀ من اين جهالت براى قرنها و نسلها ميان مردم مكه بود و انكار آن سودى نداشت تا آن در حكومت عبدالعزيز اين خرافه از ميان رفت.