248آنان در دورۀ اخشيدىها مىكردند تا از ارتباط او با علويان و اشراف مكه بهره برند.من باورم آن است كه آنان به مقدار زيادى در اين كار موفق شده توانستند به اهداف خودشان در ذكر نامشان و دعا برايشان در بيش از يك سال از سالهاى حكومت جعفر بن محمد در مكه برسند.وقتى مىگوييم بيشتر از يك سال،براى آن است كه دقيقاً نمىتوانيم آن را مشخص كنيم.اقوال مورّخان در بارۀ اسامى كسانى كه موفق شدند نامشان در خطبه ومنبر مكه طى اين سالها بيايد،مختلف است.
اين اختلاف نظر حتى بيش از اين است.براى نمونه،برخى از منابع بر آنند كه در برخى از سالها از آمدن حجاج عراقى جلوگيرى به عمل آمد،در حالى كه منابع ديگر مىگويند كه در همان سالها براى خليفۀ عباسى دعا شد.براى من سخت است تصوّر كنم چه طور مىتوان ميان جلوگيرى از آمدن حجاج عراقى از يك طرف و دعا براى خليفۀ عباسى از طرف ديگر جمع كنم؟در حالى كه دعاى براى صاحب بغداد ممكن نبود مگر آن كه امير الحاج عراق بالاى سر دعا كننده ايستاده،با زور و پول،نظرش را بر او املا كند.
به نظر مىرسد وجه جمع اين اخبار بدان است كه جعفر ثائر نتوانست دعاى خويش را صرفاً براى فاطميان محدود كند،و طى بيست سال حكومتش بر مكه نيروهاى مختلفى او را به سوى خود جذب مىكردند و همين سبب مىشد تا براى آنها دعا كند.
در كنار اين مطلب،نبايد فراموش كنيم كه اين كششهاى مختلف،به همان اندازه كه براى حاكم مكه ضرر داشت به سودش هم بود.پيروزى هر يك از اين نيروها از يك جهت اين خاصيت را داشت كه منجر به دعاى براى آنان روى منابر مىشد،اما به همان مقدار،مقدّرات و امور حكومتى مكه بر فراز اين كششها شكل مىگرفت آن گونه كه جعفر در طول حكومتش توانست با استقلال حكومت كند.
در برخى از گزارشها مىخوانيم كه مثلاً عباسيان يا فاطميان ارادۀ خويش را در يك مورد معين تحميل مىكردند و جعفر هم اطاعت مىكرد،اما اين بدان معنا بود كه اين تحميل موقتى است و زمانش كه گذشت،آثارش هم مىگذرد و پس از آن است كه امير مكه به استقلال بر اين شهر حكم مىراند.
نيز چنين مىنمايد كه شهر مكه هم از اين كششها و كوششها سود مىبرد،همان