249طور كه حاكمش؛چرا كه هر كدام از اين نيروها به جهت رقابتى كه داشتند،بِرّ و نيكى بيشترى در حق مكه مىكردند.زمانى كه يكى از آنان به حج مىآمد،خود يا همراهانش براى نشان دادن موقعيت خويش،در انجام كارهاى خير مبالغه مىكردند و در اين ميان مردم مكه چندان سود مىبردند كه حدّى براى آن متصوّر نبود.
در سال 366 جميله دختر ناصرالدوله در بغداد در قالب يك قافلهاى كه 400 كجاوه داشت،حج به جاى آورد،در حالى كه چندان بر آنها زيور و زينت بود كه كسى ندانست وى در كدام يك از آنهاست.همراه وى ده هزار شتر بود كه روى آنها صدقات بود.وى هر دختر و پسر علوى كه در مكه بود به عقد يكديگر درآورد. 1طبعاً هدف او از اين كار تقويت ارتباطش با اشراف و امراى مكه بود.مورّخان در بارهاش گويند:آن زن،از زاهدترين،عابدترين و گريانترين مردمان بود كه نماز شب مىخواند و به موعظهها گوش مىداد.من مىگويم:اى كاش زهدش او را به اين نكته ارشاد مىكرد تا از شمار كجاوهها و زيور آنها مىكاست و به مقدار آن به كارهاى خيرى كه انجام داد مىافزود.
و اى كاش اعمال خيرى كه به آنها اقدام كرد،جز كارهايى بود كه به عنوان ترويج صدقات انجام داد.اى كاش! از زبيده همسر هارون الرشيد ياد گرفته بود كه چگونه كار نيك را به گونهاى كرد كه تا زمان باقى است،آنها هم باقى است.اگر او و امثال او اين قبيل كارها را در ايجاد چشمههاى آب انجام داده بودند،به مرور زمان چندان چشمه در مكه پديد آمده بود كه نهايتى براى آن متصوّر نبود.آنان با اين اقدام مىتوانستند اين بلاد را براى گونهاى از زندگى آمده سازند كه متفاوت با نوعى از زندگى باشد كه صرفاً نيازمند صدقات و اقدامات آنان باشد.خداوندا! ما از تو مىخواهيم تا با عدل خود در بارۀ صدقات آنان قضاوت كنى و از تو مسألت داريم تا در بارۀ آنچه كه غفلت،سبب ضايع شدن آن شد يا سبب از دست رفتن فرصتها در بارۀ بلد امين تو و ديگر بلاد مسلمين گشت،قضاوت كنى.