247دفاع از ديدگاههاى پدران خويش مىدانستند. 1
نظريۀ شايع در دوران گذشتۀ اسلامى چنين بود كه گرفتن حرمين شرطى از شروط خلافت بوده و نفوذ خلافت،در نگاه امّتهاى اسلامى كامل نمىشد مگر آن كه خطبهاى كه در حرمين خوانده مىشود،خلافت آنان را تأييد كند و نام آنان در آن برده شود. 2به همين دليل،معزّ فاطمى ذكر نامش را بر منبر مكه وسيلهاى براى تثبيت موقعيت خود در مركز خلافتش مىديد جز آن كه اين وضعيت در روزگار حكومت جعفر بن محمد در مكه چندان دوام نياورد،چرا كه ما شاهد آن هستيم كه عباسيان به شدّت با اين مسأله به مخالفت برخاستند.امراى حج عراقى فشار بر امير مكه را آغاز كردند تا براى مطيع خليفۀ وقت عباسى در سال 589 دعا كند.همچنين قرامطه هم چندان قدرت يافتند تا نامشان را در كنار نام خليفۀ عباسى در منبر مكه در همان سال بيفزايند. 3
چنين مىنمايد كه منبر مكه تحت فشار عوامل مختلفى بود كه در اطرافش وجود داشت.نيروهاى مسلّط در جهان اسلام از عباسى و فاطمى گرفته تا قرمطى،با ابزارهاى مختلف در آنجا تأثير مىگذاشتند و شريفِ انقلابىِ مكه با توان محدود خود قادر به دفاع از عقيدۀ خود نبود.به همين دليل هر كدام كه قدرت مىيافت،خطبه را در اختيار داشت تا ديگرى از او بگيرد.
به نظر مىرسد كه عباسيان همان روش گذشتۀ خود را در فرستادن ابواحمد موسوى پدر شريف رضى براى امارت حج و حجاج عراقى ادامه دادند. 4اين همان كارى بود كه