224حالى كه خود را به در كعبه آويخته بود كشته شد.همچنين ابوسعيد بردى امام فقهاى حنفى و بسيارى از علماى صوفى كشته شدند و قاضى وقت مكه يحيى قرشى به وادى رهجان 1گريخت.غارت شامل بيشتر خانههاى مكه شد،به طورى كه اهالى مكه در حالى شب را به صبح آوردند كه دستشان پيش مردمان دراز بود.
ابوطاهر در حالى كه شمشيرش را بركشيده بود و سوار بر اسبش بود،حركت كرده داخل مطاف شد.اسب او در آن حال ادرار كرده،آنجا را كثيف كرد.او خود به در كعبه برآمد و گفت:
أنا باللّه و باللّه أنا
يخلق الخلق و أفنيهم أنا 2
من به خداوند هستم و به خداوند من هستم.خداى خلق را مىآفريند و من آنها را از بين مىبرم.
وى يازده روز در مكه ماند.
در 14 ذى حجه بود كه حجرالاسود را از جايش درآورده،همراه خود به بلاد هَجَر 3برد.در زمان نبود آن،براى 22 سال حُجاج جاى خالىاش را تبرّك مىكردند.بعد از آن قرامطه آن را باز گرداندند در حالى كه مىگفتند:ما به قدرت خدا آن را گرفتيم و با مشيّت الهى آن را باز گردانديم. 4يكى از خلفاى فاطمى در برابر پرداخت پنجاه هزار سكۀ طلا از آنان خواست تا حجرالاسود را به مكه باز گردانند،اما نپذيرفتند.خليفۀ وقت عباسى هم حاضر به پرداخت پنجاه هزار دينار شد،اما قبول نكردند.آنها گفتند كه ما با «دستور»آن را برديم و جز با«دستور»آن را بر نمىگردانيم. 5
آنچه بيش از همه مرا به تأمل وا مىدارد،ورود ابوطاهر با اسبش به داخل مطاف و