186داشت،از ميان برد.بدين ترتيب بار ديگر حكومت عباسى به رهبرى ابوجعفر منصور استوار گرديد. 1
عباسيان درمكه
زمانى كه دولت عباسى در مكه استقرار يافت،سرى بن عبدالله،حاكم پيشين را دوباره بر آنجا گماشتند؛اما در سال 146 عزل شد و جاى او را عبدالصمد بن عبدالله، عموى منصور گرفت.
عبدالصمد آگاه بود كه انديشۀ علوىگرى با مرگ نفس زكيه از بين نرفته است؛به همين دليل آماده براى نبرد با اين تفكّر شد.وى شنيد كه سديف بن ميمون،شاعر مكى، يكسره مردم را بر ضد عباسيان دعوت مىكند.وى همو بود كه زمانى هم مردم را بر ضد امويان بر مىانگيخت.عبدالصمد از شعر سديف در هجو منصور آگاه شد.شعر اين بود:
از روى ستم در كشتار مردم افراط كردى
عبدالصمد خبر آن را براى منصور نوشت و خليفه دستور داد تا طرفداران اين انديشه را تحت فشار قرار داده و سديف را هم زنده زنده دفن كند كه او هم چنين كرد.
ولايت عبدالصمد تا سال 149 يا 150 به درازا كشيد.ابن ظهيره امارت او را تا سال 157 مىداند.عبدالصمد از عجايب مخلوقات بود.وى با همان دندانهايى كه اولين بار درآورده بود تا پايان عمر زندگى كرده و فك پايين او يك تكه بود.
محمد بن ابراهيم امام،والى بعدى مكه بود كه تا سال 158 حكومت كرد.اين همان سالى است كه منصور در آن [ و در شهر مكه] درگذشت.