185و به وى دستور داد تا كار دعوت را دنبال كنند.او هم چارهاى جز آشكار كردن انقلاب پيش از رسيدن موعد مقرّر نداشته و قبل از آن كه با برادرش ابراهيم در بصره براى شروع حركت اتفاق كنند،با عجله دست به قيام زد.
به محض آغاز قيام،بيشتر اهالى مدينه در اطراف وى گرد آمدند؛چنان كه امام مالك و ابوحنيفه و كسانى از علما كه در طبقۀ اينان بودند،از او حمايت كردند.تنها تعداد اندكى تخلّف كرده و به بيعت قبلى خود با منصور وفادار ماندند.امام مالك در مقابل اين افراد كه استدلال به بيعت خود با منصور مىكردند گفت:شما به اكراه بيعت كردهايد و سوگند مُكْرَه،سوگند نيست. 1اينان هم به شورشيان پيوسته،والى مدينه را بيرون كردند.
پس از آن رهبرى انقلاب،سپاهش را به مكه فرستاده در سال 145 آنجا را گشود و سرى بن عبدالله عامل عباسيان را بيرون راند و به جاى وى حسن بن معاويه از عموزادگانش از آل على را به جاى وى گماشت.زبير بن بكار مىگويد كه والى مكه پدر نفس زكيه و نامش جرير بن معاويه بود. 2دامنۀ اين انقلاب تا يمن گسترش يافت و آنجا نيز از دست عباسيان درآمد.وقتى خبر به بصره رسيد،ابراهيم نيز حركتش را آغاز كرد و آنجا را به تصرّف خود درآورد.
در اين وقت منصور براى ريشه كنى اين فتنه،سپاه عظيمى را به سمت حجاز فرستاده،به مدينه حمله كردند و نفس زكيه را در 14 رمضان سال 145 كشتند.پس از آن به مكه رفت كه علويان هم براى نجات خويش از آنجا گريخته،مكه را ترك كردند. 3
منصور سپاهى هم به بصره فرستاده،جنبش ابراهيم را نيز سركوب كرد.پس از آن به تعقيب بقاياى اين حركت در خراسان و سند و يمن و جزيره و بلاد مغرب و مصر برآمد و هر چيزى را كه نشانى از حيات علويان در شهرهاى مختلف اسلام