179ميدان عسكريه مىگذرد، و منتهى مىشود به«مسجد اموى»، كه تفصيلى از آن خواهم نوشت، و از مساجد خيلى خوب دنياست، بازارچههاى خوب هم از اين بازار به بازار ديگرى سر پوشيده كه آن هم به اين طول و عرض، اما سقف آن از چوب است و قدرى تاريك، مىرود، كه نسبتاً بازار قديمى شام است، بازار دوم«سوق على پاشا»كه ميدانى دارد، نه زياد بزرگ، وسط ميدان حوضى دارد، كه فواره آن سه چهار ذرع بلند مىشود، و از اين دو، سه خيابان و پنج شش بازار منشعب و جدا مىشود، همه مزين، وسيع و خوشگل، از تعريف خارج است، در يكى از خيابانها چنارى دارد، چندان بلند نيست، اما دور آن چهارده ذرع است، خيلى بزرگ است، به اين كلفتى چنار نديده بودم.
صالحيّه
بالاى كوه را هم تازه محلهاى بنا كردهاند، ملقب به«صالحيه»، كه اغلب آن از والى است، عمارتها و باغهاى خوب دارد، به خصوص عمارت«ناظم پاشا»كه والى است، عمارت و باغچه فرنگى سازى خيلى قشنگ، ديوارى از شبكه آهنين، و فوارهاى و حوضى دم در داشت كه شش هفت ذرع فواره جستن مىكرد و فواره مجسمه مرغى بود كه از منقار او آب جستن مىكرد، و همه شهر شام، و جلگه شام و تمام باغات در منظره اين محله عموماً و در اين عمارت خصوصاً هست، باغات آن تازه نهال بود، معلوم مىشود دو سه سالى است كه آباد شده، خود اهالى هم به تفرج اينجا مىروند، قريب پانصد خانوار دارد، ارزاق و فواكه در شام خيلى زياد است، اما نسبت به«ايران»زياد نيست، اشجار گردو، زردآلو، زيتون از باقى اشجار بيشتر است، به خصوص زيتون، زيت «مكه و مدينه»را از«شام»مىبردند، گردو هم خيلى دارد، زمين هم كه خوب مستعد زراعت، و آب فراوان است، جلگه همه زير زراعت است، گوشتهاى اينجا خيلى نقل دارد، برّههاى شيرى آن، و گوسفندان دنبهاش از لشش بيشتر است، گوشت برّه خيلى خوب كه در«ايران»يافت نمىشود، رطلى ده قروش كه به حساب«ايران»، منى پنج قران است، نان منى دو قران و نيم، برنج خوب منى سه قران، برنج ايرانى منى پنج قران، تنباكو منى سه تومان، روغن دو تومان، پرتغالى دارد كه از«بانه»مىآورند، خيلى بزرگ است دو