91مىآموزند و ما را از هر نوع سرگردانى و بيراهه نجات مىدهند؛بنابراين،ما با در اختيار داشتن معيار جاودانه و قطعى قرآن از هر نوع توجيه غير معقول در مورد احاديث تحريف نما بىنيازيم و هرگاه نتوانيم آنها را به نحو قابل قبولى توجيه كنيم،از اعتبار ساقط مىنماييم.خلاف برخى از اهل سنت كه چنين معيارى(عرض روايات بر قرآن)را دستاورد زنادقه مىشناسند و ازاينرو گاهى ناچارند به پندارهايى مانند«نسخ التلاوة» پناه ببرند؛پندارى كه نه تنها مشكل را حل نمىكند بلكه بر آن مىافزايد.آية اللّه خويى پس از بيان ادلهى سلامت قرآن از تحريف و بررسى و نقد درخور روايات تحريف نما چنين مىگويد:
از آنچه گفتيم براى خواننده روشن مىشود كه قول به تحريف قرآن،پندار و خرافهاى است كه جز ناتوان خرد،يا كسى كه اطراف بحث را خوب نكاويده،يا كسى كه تحريف را پيش فرض خود قرار داده و به آن گرايش دارد،بدان قايل نمىشود؛اما خردمند با انصاف ژرفنگر هرگز در بطلان تحريف قرآن و خرافه بودن اين پندار ترديد نمىكند. 1
30.چه افرادى از اماميه بر سلامت قرآن از تحريف گواهى دادهاند؟
پيش از اين در بررسى ادلهى سلامت قرآن از تحريف گواهى انبوهى از دانشمندان اماميه(حدود 45 نفر از قدما و متأخران)را دربارهى سلامت قرآن از تحريف ملاحظه كرديم.آراى اين دانشمندان از كتابهاى تفسيرى،كلامى،علوم قرآنى،اصولى و فقهى گرد آمده بود.
افزون بر آنان،دانشمندان ديگرى نيز با صراحت بر تحريفناپذيرى قرآن گواهى دادهاند،مانند:سيد رضى(م.406 ق.)در حقائق التأويل في متشابه التنزيل 2،قطب الدين راوندى(م.573 ق.)در الخرائج و الجرائح 3،جمال الدين مقداد سيورى(م.826 ق.)در