90خبر دهد،تا مصداقى از دو ثلث قرآنى باشد كه طبق اين حديث از قرآن ساقط شده است،بلكه-همان گونه كه گروههاى گوناگون اين احاديث را ملاحظه كرديد-تمام احاديث تحريف نما تنها از حذف كلمه و يا عبارتى از آيهى قرآن حكايت مىكنند.
بنابراين،چطور ممكن است بيش از ده هزار آيه كاملا از قرآن حذف شده باشد، بدون آن كه بتوان يك مورد از آن را در منابع پيدا كرد؛پس اين خبر يا مجعول است و يا راوى آن به خطا رفته است و بر فرض صحت صدور و عدم خطاى راوى،امام عليه السّلام در مقام بيان جملگى وحى نازلشده ،اعم از وحى قرآنى و وحى غير قرآنى است؛همانطوركه مرحوم ابو جعفر صدوق احتمال دادهاند؛ضمن اين كه با اصل خلقيت اسلام و حديث ثقلين و حكمت الهى و هدايت نمىسازد؛چون در اين صورت عمدۀ كتاب الهى از بين رفته است.
29.حاصل بررسىها دربارهى احاديثى كه موهم به تحريف قرآناند چيست؟
احاديث يادشده -با توجه به ادلّهى قطعيهى سلامت قرآن از تحريف،و شواهد درونى و بيرونى آنها-بر فرض صدورشان از معصوم عليه السّلام،از جنس بيان مصداق كامل، شأن نزول آيه،قرائت خاص،وحى غير قرآنى به صورت تنزيل و تأويل و...مىباشد.اگر اين احاديث قابل حمل بر معانى مذكور يا هر معناى معقولى كه خللى بر سلامت قرآن از تحريف وارد نكند،نباشند،از اعتبار ساقطاند؛چون با ادلهى سلامت قرآن از تحريف، از جمله خود قرآن معارضاند.اين احتمال نيز وجود دارد كه برخى از اين احاديث،در شكل اصلى صدورشان از معصوم،معناى درست و قابل قبولى داشتهاند،ليكن راوى در مقام نقل حديث سهوا يا عمدا الفاظ آن را تغيير داده و موجب شده است حديث به شكل ديگرى درآيد و حمل آن بر معناى درست با دشوارى روبهرو شود؛به طور نمونه، ممكن است امام فرموده باشد:«نزلت الآية في كذا؛شأن نزول يا تفسير آيه چنين است»، ليكن راوى كلمهى«في»را حذف كرده و گفته است:«نزلت الآية كذا؛آيه چنين نازل شده است».پيش از اين نيز ملاحظه كرديد،احاديث متواتر از معصومان عليهم السّلام كه سخن از عرضهى انديشهها و اخبار بر قرآن دارند،به ما انديشهى قرآن محورى انديشيدن را