76حديثى ديگر از ثقة الاسلام كلينى از قول ابا بصير است كه وى مىگويد:
امام صادق عليه السّلام كلمهى«ينطق»در آيهى شريفهى هٰذٰا كِتٰابُنٰا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ 1را،كه به صورت فعل معلوم است،با فعل مجهول«ينطق»قرائت كردند و فرمودند:
هرگز كتاب سخن نگفته و نمىگويد،ليكن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سخن گوى كتاب است...و سوگند به خدا،جبرئيل آيه را چنين بر محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرد،ليكن اين موردى از كتاب خداست كه تحريف شده است[ و آن را به صورت«ينطق»با فعل معلوم قرائت كردند ]. 2
هيچكس از اماميه،از اين نوع احاديث،تحريف به معناى تغيير در متن آيات وحى را برداشت نكرده،جز محدث نورى كه براى اثبات پندار خود به آنها متشبث شده است؛ در حالى كه(همانطوركه گفتيم)اين احاديث خبر واحدند و نمىتوان با خبر واحد، موضوع بسيار با اهميتى مانند تحريف قرآن را اثبات كرد.شيخ مفيد مىگويد:
اگر كسى بپرسد كه چگونه مىتوان به درستى اين مطلب اذعان كرد كه قرآن موجود بدون هيچ كاستى يا افزايشى همان سخن خداست،در حالى كه شما از امامان معصوم عليهم السّلام روايت داريد كه آنان برخى از آيات را بر خلاف قرائت موجود،قرائت مىكردند؟[ به طور نمونه ]آنان چنين قرائت مىكردند:«كنتم خير ائمة اخرجت للناس»،«و كذلك جعلناكم ائمة وسطا»و«يسألونك الانفال» و اين قرائتها بر خلاف مصحف موجود[ كه در آن«خير أمّة»،«جعلناكم أمّة»و«يسألونك عن الانفال»با حرف«عن» ]است.
در پاسخ خواهم گفت:اين اخبار،أخبار آحادند و نمىتوان به صحت آنها يقين پيدا كرد و اين نوع قرائت را از ناحيهى خدا دانست؛بنابراين،ما در اين اخبار