127بود،در قرآن نوشته نشد،ليكن كسانى كه نسخ آنها را نشنيده بودند باز آنها را به عنوان آيات قرآن تلاوت مىكردند.... 1
سپس آلوسى بعد از آوردن تعدادى از احاديثى كه دلالت بر نقصان قرآن دارند، چنين ادامه مىدهد:
...احاديث در اينباره بيش از آن است كه به شمارش درآيد؛ليكن(همانطور كه گفتيم)جملگى اين احاديث بر«نسخ التلاوة»حمل مىشوند. 2
زرقانى و ديگران نيز همين راه را پيمودهاند. 3برخى از اهل سنت به شدت از نظريهى نسخ التلاوة دفاع مىكنند،تا جايى كه هركس در آن مناقشه كند،او را متهم به تظاهر به دفاع از قرآن مىكنند؛به طور نمونه،دكتر قفارى،دربارهى آية اللّه خوئى كه در اين نظريه مناقشات جدى دارد(و به زودى خواهيد ديد)،مىنويسد:
...گويى او مىخواهد اين راه درست را ببندد و اين قاعدهى ثابت و استوار از ناحيهى خدا را انكار كند،تا آنچه در درون دلش دربارهى تحريف قرآن نهفته است،به اثبات رسد!! 4
بنا به ديدگاه اين دسته از دانشمندان اهل سنت،كه نظريهى نسخ التلاوة را پذيرفتهاند،نيازى نيست آيات قرآن با تواتر اثبات شوند و يا نسخ آيات به صورت متواتر باشد.شايد به همين دليل است كه تنها عدهى اندكى از صحابه از اين آيات موهوم اطلاع يافته و آنها را تلاوت مىكردند،بدون آن كه از نسخ اين آيات نيز آگاهى داشته باشند- همانطوركه آلوسى احتمال داده است- 5مانند:عايشه،عمر بن خطاب،عبد اللّه بن عمر، ابى بن كعب و ابو موسى اشعرى و ديگران.