233جديد اسلام را اجرا مىكردند،بدون اين كه مجبور شوند از سنتهاى ادارى قديمى سود برند؛ زيرا چنين سنتهاى ادارى بومى پيش از اين در حجاز وجود نداشت.
از سازمانها و نظامات ادارى در عصر رسول الله-ص-تا اندازهاى اطلاعات كافى داريم.مورخان اين اطلاعات را در ضمن مطالب تاريخى آوردهاند.اما در دورههاى ديگر كه بعد از آن ايام آمدهاند اطلاعات ما اندك است و براى بيان يك تصوير جامع از اوضاع ادارى در آن زمان كفايت نمىكند.شايد علتش اين باشد كه پس از عصر خلفا،حجاز ديگر مركز دولت اسلامى نبود.بلكه شهرهاى ديگرى مركز حيات سياسى و اقتصادى و اجتماعى شدند.و مردان بسيارى ظهور نمودند كه در اداره و سياست نقش مهمى را بازى كردند.تا آنجا كه برخى مورخان فقط به جمعآورى احوال و آثار رجال شهرها پرداختند.اما حجاز پس از جنگهاى ردّه،ديگر نقشى را كه ديگر شهرها بر عهده داشتند بر عهده نداشت.علمايى كه به تدوين حوادث تاريخى و ادارى در حجاز اهتمام ورزيده بودند،شمار اندكى بودند و آثارشان هم بطور كامل به دست ما نرسيده است.بلكه بيشتر گزيدهها يا اقتباسهايى است كه عراقيان گرد آوردهاند.مسلم است آنها هم چيزهايى را برگزيده يا اقتباس كردهاند كه براى خودشان اهميت داشته و آنچه را مربوط به اوضاع ادارى حجاز بوده چون مورد توجهشان نبوده است رها كردهاند.
شك نيست كه مدينه و مكه دو شهر بزرگ حجاز هستند و هر دو مورد توجه مورخان بودهاند.از اين رو در احوال مردم و واليان و قضات آنها كتابهايى نوشتهاند ولى متأسفانه اين كتابها بطور كامل به دست ما نرسيده است،به خصوص از قرن سوم،شمار اينگونه كتابها هم نقصان گرفت؛زيرا شهرهاى مهم ديگرى هم در عرصۀ تاريخ پديدار گرديدند.
شمارى از جغرافيانويسان مسلمان كه در قرنهاى سوم و چهارم ظهور كردهاند در باب تقسيمات ادارى حجاز مطالبى نوشتهاند.و ما به ذكر اقوال آنان خواهيم پرداخت.ولى بايد توجه داشت كه اين جغرافيانويسان در قرن سوم و بعد از آن پديد آمدهاند.بنابراين سخنشان با اوضاع همان زمان تطبيق مىكند و نمىتوان بطور قطع دعوى كرد كه آنچه دربارۀ سازمانهاى ادارى حجاز نوشتهاند عينا همان است كه در عصر خلفا بوده است.از اين گذشته آنها از مردم حجاز هم نبودهاند و معلومات خود را از ديوانها و سجلاتى كه در بغداد بوده است برگرفتهاند يا دربارۀ اوضاع ديرين حجاز از اين و آن شنيدهاند.