234اصمعى مىگويد:حجاز دوازده دار است:مدينه،خيبر،فدك،ذو المروه،دار بلّى،دار اشجع،دار مزينه،دار جهينه و جمعى از هوازن،همۀ سليم،هلال و حرّۀ ليلى. 1بكرى اين سخن را به عمر بن شبه از بعضى از رجال او،از محمد بن عبد الملك الاسدى نسبت مىدهد. 2
ملاحظه مىشود كه در اين نص از طائف و مكه ياد نشده است،افزون بر آن،ميان شهرها(مدينه،ذو المروه)و مناطق(خيبر،فدك،حرّۀ ليلى)و مواطن عشاير(بلّى،اشجع، مزينه،جهينه،هوازن،سليم و هلال)خلط كرده است.و نيز تصريح نكرده كه اين بخشها همه واحدهاى ادارى هستند.زيرا در هيچ جا اشارت نرفته است كه بر عشاير واليانى بوده است.
يعقوبى اعمال مكه را ياد كرده 3و ابن فقيه بعضى از اعمال مدينه را و ابن خردادبه از اعراض مدينه 4و مخاليف مكه نام برده است. 5
هيچ يك از اينان به تقسيمات ادارى حجاز اشاره نكردهاند جز مقدسى آنجا كه گويد:
«اما حجاز قصبهاش مكه است و از شهرهايش يثرب و ينبع و قرح و خيبر و مروه و حوراء و جدّه و طائف و جار و سقيا و عونيد و جحفه و عشيره هستند.اينها شهرهاى بزرگاند و كوچكتر از اينهاست:بدر و خليص و امج و حجر و بدا يعقوب و سوارقيّه و فرع و سره و جبله و مهايع و حاذه.» 6
تقسيمات مقدسى پيشتر مبتنى بر اساس بزرگى شهرهاست و در آنها به تقسيمات ادارى توجه نكرده است.شيوۀ كار او در معرفى ديگر اقاليم همين است و دليلى نيست كه دربارۀ حجاز از شيوۀ خود عدول كرده باشد.معلوماتى كه از ديگر كتب گرد مىآيد اين معنى را كه همۀ اماكنى را كه مقدسى ذكر كرده از مراكز ادارى بوده است،تأييد نمىكند؛مثلا مقدسى مىگويد:مكه قصبۀ حجاز است و سپس چند موضع را نام مىبرد كه بر طبق برخى منابع غير از جدّه همه از توابع مدينه هستند و در برخى ديگر از توابع مكه.از اماكنى كه تابع مكه بودهاند