144تالب؛از درختان كوه ذره است.تالب از عتق العيدان است كه از آن كمان سازند.در كوههاى يمن مىرويد.دانههايى دارد كه روغنش را بگيرند و در چراغ كنند و آن بهترين روغن چراغ است.گاه در تالب كرمى افتد و آن را از برگ عارى كند.
غرز وصليان؛دو گونه گياه هستند كه در بطن نخل رويند.
ضال؛در عيص فراوان است.
شقب؛از نباتات قدسهاست.
عرفط؛در وادى برك رويد.
ثغام؛در وادى برك و كوه برثم رويد.
اسحل؛از نباتات كوه سراة است.
خلاف؛درختى است در وادى مختبى.
خلاف(بيد)،در سرزمين عرب بسيار است اعرابيى مرا گفت كه ما آن را سوجر گوييم و آن درختى بزرگ است و انواع مختلف دارد.همه سست و شكنندهاند.
شقاح؛در سرتاسر جبال تهامه توان يافت و آن ريباس است.شقاح از نباتاتى است كه در بلاد بسيار گرم مىرويد.
اراك؛نباتى است در وادى عرج و واديهاى ذره و شمنصير و غزال و دوران و كليّه و از غدير خم.از مكانهاى رويش اراك عرفه است.اراك بهترين درختى است كه از شاخه يا ريشهاش مىتوان مسواك ساخت.بويى خوش دارد چون بوى شير.اراك را سه گونه ثمره است،مرد،كباث و بربر،كباث شبيه به انجير است و مرد رطوبتش بيشتر و نرمتر است،به همان رنگ كباث و بربر مانند مهرههاى كوچك است،مردم از آن مىخورند.
ابو زياد گويد:از مكانهاى رويش اراك واديهاست و چون تعداد زيادى از آنها در جايى مجتمع شوند،آنجا راعيص گويند.دينورى گويد:اراك ترش مزه است.
بشام؛از نباتاتى است كه در ثافل اكبر و اصغر مىرويد و در دامنههاى كوه ابواء و جبال سراة درختى است با بوى خوش و طعم خوش،با شاخههاى آن مسواك توان كرد.هم در كوهستان مىرويد و هم در جلگه.
ثمام؛از نباتات وادى عرج و غدير خم است.
خزم؛از درختان كوهستان ورقان و دامنههاى كوه ابواء است.