145سدر؛در كوههاى ذره بسيار است و نيز در غدير مختبى.
سلم؛در غدير مختبى پيدا شود.و در وادى برك و عيص.
مرخ؛از نباتات وادى عرج و واديهاى شمنصير و آره و غزال و دوران و كليّه است.
نبح؛از بيشترين نباتات شمنصير و شراة است.در همۀ اين كوهها قرظ مىرويد؛بويژه در كوههاى سراة و يسوم و قرقد.در آنجاها جز نبح و شوحط نرويد.
نص؛در عقبة العلم در راه تبوك بسيار است.
طلح؛از درختان جبال ذره است.
ظيان؛از نباتات ثافل اكبر و ثافل اصغر است.ظيان داراى ساقۀ سبز و خاردار است.از شاخههايش هيزم مىبرند.از آن خوشههايى آويزد.چون عشرق و عشرق شبيه حندقوقا است و بويى بد دارد.
عظاه؛از نباتات غدير مختبى است.
عفار؛از درختان كوههاى ذره است.عفار را گلى خوشبو است و سفيد؛مانند گل سوسن.
غرب؛از درختان كوههاى سراة است.
مرخ؛از نباتات واديهاى شمنصير و ذره و غزال و دوران و كليّه است.
نخيل؛از مهمترين درختان است كه در اماكن مختلف حجاز،خاصه در آنجا كه آب بسيار است مىرويد.از خرماى روستاهاى بزرگ مانند خيبر و وادى القرى و ذو المروه و روستاهاى ديگر نام بردهاند.
ينبع؛دژى است داراى نخل و آب و كشته.آبادتر و پرنخلتر از يثرب است.
صفراء؛قريهاى است با نخلستانهاى بسيار و مزارع.واديى است پرنخل و پرآب و پركشته.
سويقيّه؛واديى است كه در آنجا نخل بسيار است.
در قريههاى قصر و شرع كه در مشرق ذره هستند،مزارع و نخيل و چشمههاست.
در نهب اعلى چاهى است با آب بسيار،با آب آن خربزه و بقولات و نخلستانها حاصل كنند،آن را ذوخيمى گويند.
آره؛كوهى است در حجاز ميان مكه و مدينه.از جوانب آن چشمهها جارى است و بر سر هر چشمه قريهاى است.از آن جمله است فرع و امّ العيال و مضيق و محضه و وبره و خضره و غفوه در هر يك از آن قريه زرع و نخيل باشد.