132شده و به جاى آن«حبس»آمده است.
قناتها
ديگر از وسائل آبيارى قنات است كه آن را فقر گويند و جايى را كه آب از قنات بيرون آيد فقير گويند. 1ابن منظور گويد:فقير مظهر قنات است.در حجاز چند قنات هست كه اماكنى را آبيارى مىكنند.عرّام گويد از شراة به سايه روند و آن واديى است ميان دو مرتع( حمى).
در آنجا چند روستا باشد در آنجا روستايى است به نام فارع كه نخلهاى بسيار دارد و از هر دست مردم.آبهايش در زير زمين جريان دارد،از درون قناتها.
پايينتر از آن مهايع است.سپس خيف كه آن را خيف سلاّم نيز گويند.خيف از آبگيرها در سمت چپ و راست دور است.آبش از قنات است و باديهاش اندك است.و در زبان عربى آبگير را مسك هم مىگويند.
پايينتر از آن خيف ذى القبر است.آبش از قنات است و چشمههايى كه از دو طرف وادى جريان دارد.
عرّام به هنگام سخن از جبال مكه گويد:سپس جبال عرفات كه جبال طايف به آن پيوسته است.در آنجا هم زهابها هست و هم قناتها و هم سردابها.از آن جمله است مشاش كه از عرفات بيرون مىآيد و به مكه مىرسد. 2
عرّام در تعريف مسك گويد:مواضعى است كه آب در آنها جمع شود.مفردش مساك است. 3
ابن منظور گويد:عربها مكانهايى را كه آب باران در آن گرد مىآيد مساك و مساكه و مساكات خوانند.
ابو زيد گويد مسيكه جايى است كه آب در آن جمع شود و به سبب سختى زمينش آب در آن فرو نرود. 4
از اينگونه مسيكهها يا آبگيرها در چند جاى حجاز توان يافت.عرّام در تعريف كوه