129إِلٰهِي إِنَّ اخْتِلاٰفَ تَدْبِيرِكَ ، وَسُرْعَةَ طَوٰاءِ مَقٰادِيرِكَ ، مَنَعٰا عِبٰادَكَ خدايا براستى اختلاف تدبير تو و سرعت تحول و پيچيدن در تقديرات تو جلوگيرى كنند از بندگان الْعٰارِفِينَ بِكَ عَنِ السُّكُونِ إِلىٰ عَطٰاءٍ، وَالْيَأْسِ مِنْكَ فِي بَلٰاءٍ .
عارف تو كه به عطايت دل آرام و مطمئن باشند و در بلاى تو مأيوس و نااميد شوند إِلٰهِي مِنِّي مٰا يَلِيقُبِلُؤْمِي، وَمِنْكَ مٰايَلِيقُبِكَرَمِكَ. إِلٰهِي وَصَفْتَ خدايا از من همان سرزند كه شايستۀ پستى من است و از تو انتظار رود آنچه شايستۀ بزرگوارى تو است خدايا تو خود را نَفْسَكَ بِاللُّطْفِ وَالرَّأْفَةِ لِي قَبْلَ وُجُودِ ضَعْفِي ، أَفَتَمْنَعُنِي مِنْهُمٰا بهلطفومهر به من توصيف فرمودى پيش از آنكه ناتوان باشم آيا پس از ناتوانيم لطف و مهرت بَعْدَ وُجُودِ ضَعْفِي ، إِلٰهِي إِنْ ظَهَرَتِ الْمَحٰاسِنُ مِنِّي فَبِفَضْلِكَ ، را از من دريغ مىدارى خدايا اگر كارهاى نيك از من سرزند به فضل تو بستگى دارد وَلَكَ الْمِنَّةُ عَلَيَّ ، وَإِنْ ظَهَرَتِ الْمَسٰاوِيُ مِنِّي فَبِعَدْلِكَ ، و تو را منّتى است بر من و اگر كارهاى بد از من روى دهد آنهم بستگى به عدل تو دارد وَلَكَالْحُجَّةُعَلَيَّ. إِلٰهِي كَيْفَ تَكِلُنِي وَ قَدْ تَكَفَّلْتَ لِي، وَ كَيْفَ أُضٰامُ و تو را بر من حجت است خدايا چگونه مرا وا مىگذارى در صورتى كه كفايتم كردى و چگونه مورد ستم واقع گردم وَأَنْتَ النّٰاصِرُ لِي ، أَمْ كَيْفَ أَخِيبُ وَأَنْتَ الْحَفِيُّ بِي ، هٰا أَنَا با اينكه تو ياور منى يا چگونه نااميد گردم در صورتى كه تو نسبت به من مهربانى هم اكنون أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِفَقْرِي إِلَيْكَ ، وَكَيْفَ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِمٰا هُوَ مَحٰالٌ به درگاه تو توسل جويم بوسيلۀ آن نيازى كه به درگاهت دارم و چگونه توسل جويم بوسيلۀ فقرى كه محال است