83شود و پيامبر آن را در عصر خود معين كرد و در غدير خم بر ولايت و امامت على عليه السلام تصريح نمود.
درست است كه اين اختلاف به صورت يك اختلاف حادّ بر تقريب مسلمانان سايه افكنده، ليكن اگر مسأله را از ديدگاه اهل سنت مطالعه كنيم، خواهيم ديد كه با توجه به اصول آنان، اين اختلاف مانع تقريب نيست؛ زيرا مسألۀ امامت در نزد آنان، از شاخههاى امر به معروف و نهى از منكر است.
توضيح اين كه: يكى از واجبات، امر به معروف و نهى از منكر است و انجام اين فريضه، بدون وجود امام مطاع ميسر نيست، بنابراين از باب مقدمۀ واجب (امر به معروف و نهى از منكر) لازم است امامى برگزيده شود تا در پرتو قدرت او، اين فريضه جامۀ عمل بپوشد.
همگى مىدانيم كه مسألۀ امر به معروف و نهى از منكر، يك مسألۀ فقهى است و مقدمۀ آن، (نصب امام) از آن فراتر نيست. در اين صورت، چنين اختلافى در مسألۀ فقهى نبايد مانع تقريب شود.
عضد الدين ايجى در مواقف مىگويد:
«والإمامة عندنا من الفروع و إنما ذكرناها في علم