84الكلام تأسّيا بمن قبلنا.» 1
«امامت نزد ما از فروع است و اگر آن را در دانش كلام وارد كرديم، به خاطر پيروى از پيشينيان است».
تفتازانى مىگويد:
«لا نزاع في ان مباحث الإمامة بعلم الفروع أليق لرجوعها إلى ان القيام بالإمامة و نصب الإمام الموصوف بالصّفات المخصوصة من فروض الكفايات و هي أمور كلّيّة ، تتعلق بها مصالح دينيّة أو دنيويّة و لا ينتظم الأمر إلاّ بحصولها» 2
«جاى سخن و گفتگو نيست كه امامت به فقه ارتباط بيشترى دارد؛ زيرا جز اين نيست كه ايجاد امامت با نصب پيشوايى كه داراى صفات مخصوص باشد، از واجبات كفايى است و واجب كفايى آن رشته امورى است كه مصالح دينى و دنيوى مسلمانان به آن وابستگى كامل دارد و امور مسلمين در پرتو آن تنظيم مىشود.»
با توجه به اين نصوص، نبايد مسألۀ امامت در نزد