85برادران اهل سنت مانع از تقريب شود بلكه بايد اختلاف در اين مورد را، با توجه به اين اصل، بسان ديگر اختلافات فقهى تلقّى كرد.
در گذشته، فقيهان اهل سنت در برابر يكديگر از اهل «گذشت و اغماض» بهره مىگرفتند، همگى مىدانيم كه ابوحنيفه قنوت را مشروع نمىداند، در حالى كه شافعى آن را مستحب مىشمارد ولى آنگاه كه شافعى در بغداد به زيارت قبر ابوحنيفه رفت، در كنار مرقد او دو ركعت نماز گزارد و قنوت به جا نياورد وقتى از فلسفۀ آن پرسيدند، گفت: «توقيرا للإمام »؛ «به پاس احترام ابوحنيفه اين مستحب را ترك كردم.»
تاريخ مىگويد: عمر بن عبدالعزيز از جهت دادگرى و تعصّب دينى، بسان خلفا بود؛ يعنى او را هم مسلمانان برگزيده بودند ولى اعتقاد و عدم اعتقاد به خلافتِ او، هيچ گاه مايۀ اختلاف و دو دستگى نيست در حالى كه اختلاف در خلافت خلفا، در طول قرنها، بزرگترين سد ميان مسلمانان بوده است، اكنون پرسش اين است كه چه فرقى است ميان خلافت او و ديگر خلفا.
استاد بزرگوار ما آيتاللّٰه العظمى بروجردى قدس سره