34بيايد و رهبرى آنان را برعهده بگيرد تا با يزيديان مبارزه كنند. اين قضايا مربوط به بيش از هزار و سيصد سال قبل است. حتماً داستان كربلا را خوانده و شنيدهاى. نمىخواهم آن قصۀ طولانى را بگويم.
به هر حال... امام حسين عليه السلام پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در مكّه، به سمت كوفه حركت كرد. كسانى هم به او پيوستند. در اين مدّت، اوضاع كوفه عوض شد. حاكم جديدى كه بسيار بى رحم و ظالم بود (به نام ابن زياد) بر سر كار آمد و سختگيرىهاى زيادى كرد و فرستادۀ امام حسين، يعنى مسلم بن عقيل را شهيد كرد. مردم هم ترسيدند و بى وفايى كردند.
امام حسين عليه السلام پس از 25 روز حركت، پيش از آنكه به كوفه برسد، در سرزمينى به نام «كربلا» نزديك رودخانۀ فرات و نهر علقمه در محاصرۀ هزاران نفر از نيروهاى دشمن قرار گرفت. چند روز گذشت، روز عاشورا رسيد. لشكريان كوفه را تا 30 هزار و بيشتر گفتهاند. امّا همراهان امام 72 نفر بودند. از چند روز جلوتر همراهان ا مام با كم آبى رو به رو شده بودند.
در آن سرزمين، نهر آبى لا به لاى نخلستانها وجود داشت به نام علقمه. علقمه يك نهر فرعى بود كه از رودخانۀ فرات جدا مىشد. امام و همراهانش نزديكىهاى علقمه فرود آمده بودند، تا دسترسى به آب داشته باشند. ولى دشمن، چند هزار سرباز را در حاشيۀ علقمه گماشته بود تا امام و يارانش نتوانند از آب استفاده كنند. مىخواستند با تشنه نگه داشتن آنان و فشار كم آبى، آنان را مجبور كنند