33
تاريخ در جغرافى
در كربلا به سرزمينى قدم مىگذارى كه يكى از بزرگترين حوادث تاريخ و حماسههاى خونين در آنجا اتفاق افتاده است. سرزمينى كه يك دنيا خاطره دارد، هم دل را مىسوزاند و اشك را جارى مىكند، هم به انسان روح غيرت و شجاعت و سلحشورى و مبارزه با ظلم مىدهد. دربارۀ كربلا هم به عقب برمىگرديم و از گذشتههاى دور، تاريخ اين شهر و اين حرم و حوادث آن را مرور مىكنيم.
معاويه، حاكم ستمكار در سال 60 هجرى درگذشت.
پسر او يزيد به خلافت رسيد، در حالى كه در آن زمان، امام حسين عليه السلام شايستهترين فرد براى پيشوايى مردم بود و يزيد فردى نالايق، هوسباز، شرابخوار و اهل گناه و ظلم بود. يزيد در شام (دمشق) حكومت مىكرد و امام حسين عليه السلام در مدينه بود. يزيد به حاكم مدينه نوشت كه امام را وادار كند تا با حكومت يزيد بيعت كند و اگر نپذيرفت، گردن او را بزند.
امام حسين عليه السلام كه هرگز حاضر نبود زير بار حكومت كسى مثل يزيد برود، بيعت نكرد و شبانه با تعدادى از بستگان و برادران و فرزندان خود از مدينه خارج شد و به مكّه رفت كه حرم خدا و شهرى امن بود. شيعيان كوفه كه دل خوشى از حاكمان نداشتند، به امام نامههاى زيادى نوشتند كه به كوفه