64از مسائل مربوط به امامت و رهبرى جامعه بوده و بُعد سياسى و تبليغى داشته است، به صورتى كه در صدر اسلام، همه ساله يا خود خليفه يا نمايندهاى مخصوص از سوى خليفه، اين سِمَت و منصب را عهدهدار مىشده و سرپرستى زايران خدا در ايام حج و روز عيد قربان و حركت به سوى عرفات و مِنىٰ و قربانگاه و نماز خواندن بر آنان، به او واگذار مىشده است.
اين امر، از سال هشتم هجرى به بعد، به طور مداوم معمول شد.
مواضع حكومت اسلامى هم در امور مختلف، با استفاده از اين موقعيّت، رسماً ابلاغ مىگرديد. به عنوان نمونه، در سال نهم هجرت كه پيامبر اسلام، ابوبكر را مأمور كرده بود كه با مسلمين حج بگزارد، پس از عزيمت او، اميرالمؤمنين على عليه السلام را درپى او، با مأموريّتى ويژه و حسّاس فرستاد كه عبارت بود از تلاوتِ آياتِ نخستين از سورۀ «توبه» براى مردم.
حضرت امير عليه السلام آيات مذكور را در عيد قربان، در مِنىٰ، در عقبه، با هيبت خاص و كيفيّت شكوهمندى، براى مردم خواند.
مضمون آيات، اعلام برائت و بيزارى خدا و پيامبر از مشركان، ممنوعيّت طواف مشركان و برهنگان در خانۀ خدا، و تعيين موعدى چهارماهه براى صاحبان پيمان و نيز ممنوعيّت حضور شرك و مشرك در قلمرو كشور اسلامى بود. تلاوتِ اين آيات در مراسم حج از زبان على عليه السلام نوعى اعلاميّه و قطعنامه به حساب مىآمد كه تكليف همگان را روشن مىساخت و حضور و وجود شرك را در حجاز «غير رسمى» اعلام مىكرد. آن