75مؤمنان بهثمرمىنشيند؛ همانگونه كه براى هاجر ثمر آفريد، آنگاه كه آخرين جرعۀ آبى كه همراه داشت تمام شد و شير در سينهاش خشكيد و كودك شير خوارش از تشنگى به خود مىپيچيد و مىگريست و آن مادر در جستجوى آب آسيمهسر به اينسو و آنسو مىدويد و آبى نمىيافت و جرقۀ عشق حق از كانون قلبش همچنان سرمىكشيد و در اين حال بود كه برق زمزم درخشيد و دِل پر التهابش را آرامش داد؛ آرامشى كه هنوز در فضاى كعبه و حجر اسماعيل به مشام جان مىرسد. آرى اينگونه بايد حجگزار به طواف آيد؛ ديده را زمزم كند و دل را مقام خليل سازد.
طواف كعبه عشق از كسى درست آيد
كه ديده زمزم او گشت و دل مقام خليل
خواجوى كرمانى
چگونگى جوشش زمزم
چنانچه پيشتر گفتيم، تواتر روايات و تواريخ بر آن است كه جوشش زمزم هنگامى آغاز شد كه هاجر و اسماعيل غريب و تشنهكام در آن وادى سوزان در انتظار امداد غيبى بودند كه ناگاه با يك اتّفاق خارق عادت و به شيوهاى اعجاز گونه، برق زمزم درخشيدن گرفت و سرزمين مكّه با