135كفاف نمىداد.
در هر حال، آنچه مدّ نظر ماست، حفر زمزم و به صورت چاه درآمدنش به وسيلۀ ابراهيم است.
فاكهى، تاريخ نگار مكّه نيز از حفر زمزم به وسيلۀ ابراهيم سخن گفته است. وى از قول عثمان بن ساج از «وهب بن منبّه» چنين نقل مىكند:
«سرزمين مكّه در آن روزگار آب نداشت و به همين جهت كسى در آنجا ساكن نمىشد، تا اينكه خداوند زمزم را براى اسماعيل پديد آورد و به دنبال آن، مكّه آبادانى گرفت و قبليهاى از «جُرهُم» به هواى آب در آنجا مسكن گزيدند...»
عثمان بن ساج اضافه مىكند: «زمزم اثر پاى جبرئيل است. چشمهاى كه خداوند براى اسماعيل پديد آورد، در آن روز كه او و مادرش تشنه بودند و جبرئيل آنان را از آن مشكل رهانيد. و از آن پس ابراهيم عليه السلام اين چاه را حفر كرد و آنگاه با گذشت زمانى، ذوالقرنين آن چاه را تصرف كرد و بر آن سلطه يافت (وآسيب رسانيد) و به گمانم كه در آن حال ذوالقرنين از ابراهيم مىخواهد كه براى او به درگاه خدا دعا كند و ابراهيم به او مىگويد: چگونه دعا كنم در حالى كه