134حفر كند تا حاجيان از آن بنوشند، سپس جبرئيل فرود آمد و چاه آنان؛ يعنى زمزم را حفر كرد تا آب آن نمودار گشت، آنگاه جبرئيل به ابراهيم گفت در چاه فرود آيد، بسم اللّٰه... بگويد و آن را از چهارگوشه حفارى كند، كه يكى از اين زاويهها به طرف بيتاللّٰه بود و از هر يك از اين چهار زاويه چشمهاى جوشيد و جبرئيل و ابراهيم از چاه خارج شدند و جبرئيل به ابراهيم گفت: از اين آب بنوش و براى فرزندانت دعا كن و به طواف كعبه بپرداز كه اين چشمهاى است كه خداوند براى فرزندان اسماعيل پديد آورده است...» 1
از صدر و ذيل روايت فوق چنين استفاده مىشود كه گفتگوى ابراهيم و اسماعيل در خصوص كمآبى مكّه، پس از بناى كعبه و انجام مراسم حج بوده است؛ بدينگونه كه اسماعيل با پدرش در يكى از سفرهايش از شام به سوى مكه، در خصوص آب اين سرزمين صحبت كرد كه به حفارى زمزم با كمك جبرئيل انجاميد و اين واقعه با پيدايش زمزم در كودكى اسماعيل چند سال فاصله داشت و هنگامى بود كه اطراف كعبه و زمزم جماعتى زندگى مىكردند و كسانى براى زيارت مىآمدند و آب