73هدايت جويندگانى. در رفتن شتاب مكن كه من خود بدنبالۀ نامه مىرسم، والسلام».
آيا عبدالله از حسين نگرانى داشت كه نزد او نرفت؟ ابداً؛ زيرا در نامۀ خود حسين را روشنى زمين، نشانۀ هدايت خواهان و اميد مؤمنان مىداند.
پس چرا نزد وى نرفت و به فرستادن نامه قناعت كرد؟
ممكن است مطلب سادهتر از اين باشد كه در اطراف آن تحقيق كنيم، شايد در آن وقت، عبدالله به كارى مشغول بوده و نامۀ خويش را به عجله نوشته است، تا به وقت فرصت، خود به دنبال نامه رود.
و دور نيست كه عبدالله خواسته است، پيش از اين كه با حسين تلاش كند، بسر وقت امير مكه رود؛ چه وى پس از فرستادن نامه نزد عمر و بن سعيد كه از جانب يزيد حكومت شهر را داشت رفت و به مشورت پرداخت، عبدالله امير را گفت: نامهاى به حسين نوشته و وعدۀ امان و نيكويى و كمك بدو دهد.
عمرو گفت:
- هر چه خواهى بنويس تا من مهر كنم.
وى از زبان امير نامه نوشت و امير بر آن مهر زد، آنگاه عبدالله گفت: شايسته است كه اين نامه را با برادر خود يحيى نزد وى فرستى تا بداند جديت از ناحيه توست.
عمرو قبول كرد و يحيى و عبدالله نامه را نزد حسين بردند حسين نامه را پاسخى نيكو داد ولى همچنان به راه خويش رفت و قبر جد خود را