134خدايا! ترا گواه مىگيريم، كه بر دين ايشانيم.
دشمنانشان را دشمن و دوستان ايشان را دوست داريم.
خدايا! ما پسر دختر پيغمبر خود را خوار كرديم. مارا بيامرز و اگر نيامرزى زيانكاريم!
سپس در حالى كه پشيمانى و جوشش آنان شدت يافته بود، قبر را ترك گفتند و مانند موج لرزان دل بر مرگ نهاده، با هزارها لشكر بنى اميه روبرو شدند. تنها آرزوى ايشان اين بود كه در خونخواهى حسين كشته شوند، شايد از گناهانشان بكاهد.
در آن روز ايشان را امان دادند ولى آنها سرباز زده فرياد مىكردند:
مادر دنيا در امانيم، همانا براى امان آخرت بيرون شديم.
تا آنكه همگى كشته شدند.
و شاعر در حق ايشان گويد:
از دنيا دل كنده و گفتند: چند كه زندهايم به سوى آن نمىآييم. ما دل بدانچه ديگران از نداشتن آن ناخرسندند و به دنبال آن مىشتابند، نبستهايم..
تا آنكه گويد:
آنها به طلب توبه و پرهيز كارى بيرون شدند و لشكريان شام ايشان را كشته جز تنى چند باقى نگذاشتند.
پشيمانان رفتند و پشيمانى و توبه را همچون ميراثى مقدس براى فرزندان و نوزادگان خود گذاشتند.
زينب بود كه از قتل حسين ماتمى جاويدان بر پا كرد كه نزد شيعه در