92مخفيگاه مىماندند.
سرپوشيده و مسجدى كه بر مرقد امام حسين عليه السلام بنا شده بود، در طول دورۀ فرمانروايى امويان و تا پايان اين دوره؛ يعنى سال 132ه . ق. و همچنين برپايى حكومت عباسيان پابرجا بود.
گفتنى است در سالهاى آغازين حركت مخالف حكومت اموى، رهبرى اين حركت در دست فرزندان على عليه السلام بود و زادگان عبّاس جايگاه چندانى نداشتند. دعوت به نام علويان بود و مردم نيز از آن روى كه از امويان نفرت داشتند و خاندان على عليه السلام را به در اختيار گرفتن حكومت و ادارۀ سياسى جامعه سزاوارتر مىدانستند، بدين دعوت پيوستند.
نخستين جنبشهاى ضدّ اموى به رهبرى زيد بن على و فرزندان امام حسن عليه السلام سامان يافت و عباسيان نيز با اين رهبران پيمان بيعت و امامت سپردند؛ چرا كه خود - آنسان كه گفته شد - جايگاه و موقعيت چندانى نداشتند. امّا پس از درگذشت رهبران علوى جنبش ضدّ اموى، عبّاسيان جايگاهى و نام و آوازهاى يافتند، هر چند اين آوازه و اين جايگاه، هم پيش از پيروزى و هم پس از پيروزى وامدار علويان بود.
به ديگر سخن، عباسيان تنها به نام اهل بيت توانستند حركت خود را گسترش دهند و به پيروزى برسند، امّا همين كه قدرت را در اختيار گرفتند روى ديگر سكّه را آشكار ساختند و دست به كار نيرنگ بر ضدّ علويان شدند؛ براى زندگانش دارها بر پا كردند و قبرهاى مردگانشان را جستند و از ميان بردند.
هارون يكى از خليفگان عباسى است كه در دورۀ زمامدارىاش آهنگ جنگ و مخالفت با علويان نواخت و در صدد بر آمد آرامگاههاى پاك علويان را نابود كند، بدان اميد كه ياد و نام خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله را كه فضايلشان، خواه در حيات و خواه پس از وفاتشان، بر همۀ مردمان فزونى داشت از يادها ببرند.
امّا دوستداران خاندان ولايت زيارت آن آرامگاهها را نمىنهادند؛ چه، آن آرامگاهها از حقّ غصب شدۀ خاندان علوى سخن مىگفت و مردمان را به ايستادگى در برابر ستمى كه بر اين خاندان و طرفداران اين خاندان رفته است فرامىخواند.
اين آرامگاهها به همۀ نسلهاى پسين مىآموخت كه چگونه بايد در پاسداشت آيين