91ميدان مىشتافتند.
آنها در يارى فرزند دختر پيامبر خود با شمشيرهاى خويش و به سان شيران بيشه پايدار و بردبار ايستادند.» 1جابربن عبداللّٰه انصارى، صحابى بزرگوار رسول خدا صلى الله عليه و آله يكى از ديگر زايران نخستين مرقد امام شهيدان است. او چون در بيستم صفر سال 62ه . ق. به همراه گروهى از خاندان خود و مردمان مدينه به زيارت مرقد امام آمد، به همراهان گفت: «دست مرا روى قبر بگذاريد.» اين گفتۀ جابر - كه نابينا بود - نشان مىدهد در آن زمان قبر جاى مشخصى داشته و بنىاسد كه امام را دفن كرده بر قبر نشانههايى گذاشته بودند. 2شيخ محمّد سماوى در ارجوزۀ خود، بدين مضمون مىگويد:
«بنى غاضره پس از سه شب به سراغ آن پيكرها آمدند تا آنها را در قبرها به خاك سپارند.
جابر پس از آن، همراه با عطيه آمد و هيچ در اين كار به خود ترس راه نداد.
و گفت: دل من در اين خاك خفته است، پس فرياد كشيد كهاى پارۀ تن پيغمبر.
پس از آن مختار آمد، آن هنگام كه خونخواهى حسين، او و سپاهيانش را به قيام واداشت.
او بر آن آرامگاه مسجدى بنا كرد و اين نخستين بنايى بود كه بر آن مرقد ساخته مىشد.
آن مسجد از آن روى كه براى پرستش خداوند بنا نهاده شده بود، همچنان بر پيرامون مرقد بر جاى ماند.»
پس از ساخته شدن بناى مرقد امام حسين عليه السلام ، امويان پاسگاههايى براى جلوگيرى از آمدن زائران به زيارت امام عليه السلام برپاكردند، امّا شيفتگان زيارت همچنان راهى اين زيارتگاه مىشدند و از بيم سپاه امويان و ستم اين سركشان شبانه راه مىپيمودند و روزها را در