90سمت شرق و درى ديگر رو به قبله و به سمت جنوب داشته و بر مرقد حضرت عبّاس عليه السلام نيز سرپوشيدهاى بوده است.
گفتنى است هنگامى كه بنى اسد به دفن پيكرهاى پاك شهيدان كربلا و كشتگان شمشير ستم و سركشى پرداختند همه را در يك نقطه دفن نكردند؛ چه، در مورد جنازۀ حرّبن يزيد كه خود از همين خاندان بود، روا نداشتند كه او را در كنار ديگر شهيدان به خاك بسپارند و از همين روى او را در جايى كه اكنون هست به خاك سپردند.
پيكر عباس بن على عليهما السلام نيز پاره پاره بود و نمىتوانستند آن را به كنار ديگر شهيدان بياورند. بدين سبب آن را در كنارۀ آب بندى كه بر كرانۀ فرات بود واگذاشتند. امروزه نشانى مطمئن براى يافتن قبور اصلى اين شهيدان در دست نيست. همين اندازه دانسته مىشود كه قبر امام عليه السلام و فرزندش على اكبر در جاى ضريح فعلى و هر دو در درون يك ضريح است، چونان كه جايى هم كه در آن نشانى از قبور شهداى كربلاست وجود دارد و از اين خبر مىدهد كه گويا همه همان جا دفن شدهاند. نشانى هم بيانگر ضريح حبيب بن مظاهر اسدى در دست است. 1گفتنى است نخستين زائر قبر امام عليه السلام در حائر حسينى عبيداللّٰه بن حرّ جعفى بود كه در كنار قبر ايستاد و گريه برگونه، براى امام و اصحابش چنين مرثيه خواند:
«مىگويد: او حكمرانى حيلهگر و فرزند حيلهگر است. تو چگونه با شهيد، پسر فاطمه جنگيدى؟
دريغ و حسرت كه او را يارى ندادم. الّا آن كه راه ننماييدش هماره پشيمان است.
من گرچه در صف مدافعان او نبودم، امّا هماره در حسرتى هستم كه از من جدايى ندارد.
خداوند ارواح آن رادمردانى را كه در يارى او صف آراستند به بارانى از رحمت خويش سيراب سازد.
من بر قبرها و قتلگاههاى آنان گذر كردم و آنجا بود كه جگر هر بيننده مىسوخت و سرشك هر ناظر از ديده فرو مىريخت.
به آيينم سوگند، آنان جنگاورانى چابك بودند كه بىباك و پايدار در يارى و دفاع به