87به هر روى، سرزمين كربلا سرزمينى مقدّس و خاك اين سرزمين خاكى پر ثمر و پر بركت است. كاشف الغطا در اين باره مىگويد: اين خاك همان است كه ابوريحان بيرونى در «آثار الباقيۀ» خود آن را «تربت مسعود» مىنامد.
آرى، پاكى دو چيز به پاكى آثار و فراوانى منافع و سرشار بودن بركتهاى آن است، آن سان كه سرسبزى و خرّمى درختان كربلا و حاصلخيزى اين سرزمين، بر پاكى و طهارت آن گواه است.
كربلا از ديرباز تا كنون از ويژگى حاصلخيزى و سرسبزى و همچنين فراوانى و گوناگونى ميوههايش نامور بوده و غالباً ميوهها و محصولات زراعى مورد نياز شهرها و باديههاى مجاور را تأمين مىكرده و برخوردار از گونههاى ميوهاى بوده كه كمتر در ديگر شهرها يافت مىشده است.
اين، سرزمينى است كه بايد پاكترين و والاترين سرزمين باشد تا بتواند آرامگه برترين انسان و والاترين شخصيّتى شود كه تاريخ آدميزادگان به خود ديده است. مادر گيتى براى چنين سرزمينى چونان شخصيتى گرانسنگ در دامن مىپرورد كه همۀ برجستگىها و شايستگىهايى كه گرد آمدنش در نهاد يك آدميزاده امكانپذير است، در وجود او جمع مىشود و كالبد او روحى بزرگ را در خود جاى مىدهد كه در ملكوت آسمانها و در جايگاه جبروت به عظمت شناخته و نامور است.
او پارهاى از همان نور است كه خداى گيتى بيافريد، سپس آن را دو نيمه كرد؛ نيمهاى در گوهر هستى محمّد صلى الله عليه و آله و نيمهاى ديگر در گوهر وجود على عليه السلام نهاد و آنگاه اين دو پارۀ نور در وجود شخصيّتى چونان حسين گرد آمد و آن سان شد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده بود: «حسين از من است و من از حسينم». امّا زان پس مادر گيتى از زادن همانندى براى او عقيم ماند. 1بر تربت چنين انسانى والاست كه سجده مىتوان كرد، تا اين سجده، خود يادآور عظمت فداكاريى باشد كه حسين عليه السلام براى پاسداشت اسلام بدان دست زد.