71براى ما آسانتر از پيكار با اين گروه باشد؛ چه، به آيينم سوگند، پس از اينها اردويى به پيكار ما خواهد آمد كه توان رويارويى نخواهيم داشت.
امام عليه السلام در پاسخ زهير فرمود: من كسى نيستم كه جنگ با آنان را آغاز كنم.
زهير گفت: ما را به سمت اين آبادى نزديك ببر تا در آنجا فرود آييم كه جايى استوار و دفاعپذير و بر كرانۀ فرات است. اگر ما را از رفتن بدان سوى بازداشتند با آنان مىجنگيم كه جنگ با اردوى حاضر آسانتر از پيكار با آنهايى است كه از اين پس مىآيند.
امام عليه السلام پرسيد: اين آبادى چيست؟
گفتند: عقر است.
امام عليه السلام فرمود: خداوندا! از كشته شدن به تو پناه مىبرم.
زهير ديگر بار گفت: اى پسر رسول خدا، ما را پيشتر ببر تا در كربلا اردو زنيم، كه آباديى بر كرانۀ فرات است و مىتوانيم آنجا باشيم. اگر آنجا با ما جنگيدند ما هم با آنان مىجنگيم و از خداوند كمك مىجوييم.
راوى مىگويد: در اين هنگام سرشك از ديدگان امام سرازير شد و فرمود: خداوندا! از كرب و از بلا به تو پناه مىبريم.
امام آنگاه آهنگ ادامۀ راه كرد، سپاه حرّ گاه مانع راه او مىشدند و گاه راه را باز مىگذاردند و در كنار كاروان پيش مىآمدند، تا آن هنگام كه امام در روز پنج شنبه دوّم محرّم سال 61ه . ق. به كربلا رسيد.
چون بدانجا رسيد، پرسيد: نام اين سرزمين چيست؟ گفتند: كربلا. امام فرمود:
خداوندا! از كرب و از بلا به تو پناه مىبريم. 1 امام پس از آن، رو به يارانش كرد و فرمود:
«مردم بندگان دنيايند و دين نامى بر زبان آنهاست؛ تا نانشان برقرار باشد. بر گرد دين هستند و چون به گرفتارى آزموده شوند آنگاه دينداران اندكند.»
سپس ديگر بار پرسيد: آيا اينجا كربلاست؟ گفتند: آرى، اى پسر رسول خدا. پس فرمود: اينجاست كه در آن بار مىگشاييم و اينجاست كه در آن مردانمان كشته مىشوند