352ديگران به بنيادها و آموزههاى ارزشمند و نيز اهداف بلند آن گامى بردارد و بر فراز قلۀ بلند استقامت و پايدارى بايستد و پرچم رسالت محمّدى را دور از هر انحراف و كژى و هر سستى و گسستگى افراشته بدارد.
از خداوند مىخواهم اهل ادب و فضل و دانش و فرهيختگى را به پرداختن بدين تجربههاى گرانسنگ تاريخ بشر و بازكاويدن روشنناشده و ترسيم روشنتر حقايق نورانى تاريخ اسلام و مردان آن، براى امت توفيق دهد تا فرزندان اين امت نسلى در پى نسلى از اين جستارها سود برند و به روشنى و درستى تاريخ آيين خود و تاريخ مردانى كه اين آيين را زنده نگهداشتهاند بدانند.
مباد كسى در پى هوسهاى نفس بدخواه رود يا جان و دل را خفتنگاه وسوسهها و ترديدهايى كند كه شيطانهاى جن و انس الهامگر آنند، و مباد آنگاه با جريانهاى زودگذر و بىفرجامى همراه شود كه بيش از هرچيز مصداق و يادآور اين آيت كلام خدايند كه فرمود:
«اى پيامبر، كسانى كه در كفر شتاب مىورزند تو را غمگين نسازند؛ چه، از آنان كه با زبان خود گفتند «ايمان آورديم» و حال آن كه دلهايشان ايمان نياورده بود، چه از يهوديان كه گوش مىسپارند تا دستاويزى براى تكذيب بيابند و به گوش مردمانى كه نزد تو نيامدهاند برسانند. آنان سخن را از جاى خود دگرگون مىكنند و مىگويند: اگر اين حكم به شما داده شد آن را بپذيريد و اگر آن به شما داده نشد دورى كنيد. هركس كه خداوند سرگشتگىاش را بخواهد تو براى او در برابر خدا هيچ كار نتوانى كرد. آنان كسانىاند كه خداوند نخواسته است دلهايشان را پاك گرداند، آنان را در اين سراى زبونى و خوارى و در آن سراى عذابى بزرگ است.»
آرى، تاريخ، خود، حقيقت را بازمىتاباند و از چهرۀ كسانى كه در دلهايشان بيمارى خانه كرده و در جانهايشان گمراهى و كژى لنگر انداخته و خداوند بر بيماريشان افزوده و كردارهاى شايستۀ آنان را نيز تباه كرده است نقاب فرو مىافكند.
سخن پايانى آن كه: براى استاد فاضل و پژوهشگر سيد سلمان طعمه آرزوى توفيق و پايدارى و پايمردى بر راه درست و شيوۀ بايستهاى دارم كه خود بدان رسيده و در همۀ