351حماسۀ كربلا تنها و تنها براى استوارتر ساختن اصول و آموزههاى اسلام شكل گرفت و همه، اخلاص و شرافت و عظمت بود و در اين حماسه، ابوالفضل دست توانا و بازوى راستين برادر خود حسين بن على عليهما السلام مهتر جوانان بهشت بود تا با يارى او بتواند آن بار سخت و سنگينى را كه بر دوشش نهاده شده است بردارد و با كاروان گرانقدرى از گزيدگان اهل بيت و ياران وفادارى كه شهيد راه عدالت، عزت و كرامت شدند به منزل مقصود رساند. آن همراهان با همۀ آنچه در توان داشتند، در راه دفاع از اسلام و كانون جاودان آن قرآن كريم در صف پيكار ايستادند و بدين ايستار ستودنى آن پايگاه بلند آرزو كردنى را فراچنگ آوردند و هم در اين سراى به منزلتى بلند و حرمت و عزت و عظمتى درخور رسيدند و هم در آن سراى بهشت جاودانه را از آن خود ساختند.
به هر روى، خواندن كتاب حاضر سيرهاى روشن از شهيد طف و مجاهد راه خدا و ياور و علمدار حسين عليه السلام ، عباس بن على عليهما السلام فراروى مىنهد و از رهگذر اين سيره درس پايدارى، ايستادگى، پايمردى، همراهى و برادرى به ما مىآموزد و از اين سخن مىگويد كه چگونه انسان مىتواند آن هنگام كه بحرانها روى مىكند و سختيهاى زندگى چنگ و دندان مىنماياند و زمانه روى ترش مىكند و راه را بر زندگى مىبندد، به اندازۀ سرانگشتى از اصول و آيين خود دست برندارد و سر سوزنى از راه خويش كناره نگزيند.
بلكه با همۀ هستىاش به كورۀ آزمونهاى سخت و دشوار فرو رود و با جان و روانى گداخته، صيقليافته، پليدى وانهاده و طهارتيافته از آن بيرون آيد و بدينسان ايستارى جاودانه از خود بر جاى نهد كه تا زندگى هست و تا جان هست آن نيز هست.
اين است ايستار مردان مرد، و اين است ارادۀ اوليا و گزيدگان و بزرگان.
اينك قرنها و سدهها از رخداد عاشورا گذشته، اما همچنان مشعلى كه آن روز در كربلا روشن كردهاند روشن و روشنگر مىماند و در جاىجاى خود و در بندبند و صفحهصفحه و سطرسطر كتاب حماسه خود راه آزادگى مىنماياند.
كتابى كه از آن سخن مىگويم تنها يك صفحه از صفحههاى زرين و روشن كتاب عاشورا فرارويتان مىگذارد ... اينك آن كتاب جاويدان آينهاى روشن است براى هركس كه مىخواهد در راه اسلام گام فراپيش نهد، به دعوت اين آيين بگرود و در راه دعوت