271 - «كربله» به معناى نرمى يا سستى است و از آن روى كه زمين كربلا زمينى نرم و سست، و پر از چشمهها و آبگيرهاست «كربلا» ناميده شده است.
2 - «الكربل» 1 نوعى گياه است كه در اين سرزمين به فراوانى مىرويد و آن را به نام «حماض» هم خواندهاند.
3 - «كربل» به معناى غربل است، با عنايت به اين نكته كه در برخى لهجهها «غين» را به «كاف» بدل كنند. و وجه نامگذارى از اين ماده هم آن كه سرزمين كربلا سرزمينى صاف و هموار و بدون سنگ و ريگ است، گويا كه خاكِ آن را غربال كردهاند.
گفتنى است برخى ديگر هم واژۀ كربلا را به ريشۀ فارسى «كاربالا» يعنى كار بلند، والا و يا آسمانى بازمىگردانند.
چونان كه پيشتر گذشت، كربلا مركز آبادىهايى چند بوده و نام آن آبادىها هم، به صورت مجازى بر كربلا نهاده شده است. برخى از اين نامهاى مجازىِ كربلا، نام آبادىهاى بزرگتر يا منطقههاى وسيعتر و برخى هم نام منطقههايى محدود است. از جملۀ اين نامهاست:
1 - طف يا طفوف: طف در لغت به معناى منطقۀ مجاور اراضى سرسبز عراق است واز آن روىبدين نام خوانده شده كه نزديك اين سرزمينهاست؛ برگرفته از عبارت عربى «خُذ مٰا طَفا لَكَ وَ اسْتَطف»؛ يعنى آنچه را به تو نزديك و در دسترس تو است بردار.
منطقۀ طف پيش از فتح عراق، ملك بزرگان عجم بود. هنگامى كه سعدبن ابىوقاص به سرزمين عراق در آمد، مالكان اين اراضى از بيم استيلاى سعد بر املاك خود، به كسرىٰ نامه نوشتند و او را به فرستادن سپاهيانى براى رويارويى با هجوم تازيان برانگيختند و همين نيز سبب شد ايرانيان فرماندۀ نامور خود، رستم فرخزاد را روانۀ پيكار كنند. امّا پس از دو نبردِ مدائن و قادسيه، سپاه ايرانيان درهم شكست و اين سرزمين به دست مسلمانان افتاد. مسلمانان پس از تصرف اين منطقه، آن را به خراج دهندگان واگذاشتند.