24تاريخ در پرتو اين نور ره پويند و شوريدگان بر ستم و نادرستى در سرتاسر گيتى و در همارۀ هستى گام بر جاى گام او نهند، كه او خود برترين الگوى حقيقت و حقيقت خواهى و پاسدارى از عدالت است و با نام او كربلا بدان جايگاه بلند و نام آشنا دست يافته و تاريخ آن بخشى مهم از تاريخ اسلام و بلكه تاريخ بشر را به خود گزين كرده است.
تاريخ كربلا از ديرينهاى همزاد اقوام كهن و نسلهاى پيشين برخوردار است؛ شهرى است شناخته شده كه در ميان آبادىهاى بينالنهرين از آن به نام آورى ياد كردهاند. اين شهر كه مركز بسيارى از آبادىهاى ميان دو رود دجله و فرات بوده، در روزگار كلدانى شكوفايى يافته و اقوامى از مسيحيان و دهقانان در آن سكونت داشتهاند. در آن روزگار «كور بابل» ناميده شده كه به معناى «پرستشگاه خداوند» است.
همچنين در اين سرزمين معبدى بزرگ براى برپا داشتن نماز و در اطراف آن پرستشگاههاى ديگرى نيز وجود داشته است. در آبادىهاى مجاور به جسدهاى مردگانى در ظروف بزرگ سفالين دست يافتهاند كه قدمت آنها به پيش از ميلاد مسيح باز مىگردد.
دوران بنىمنذر دورۀ شكوفايى كربلاست. در آن روزگار شهر حيره مركز حكومت بنىمنذر بود و شهر «عين التمر» نيز يكى از شهرهاى آبادى بود كه انواع خرما در آن توليد مىشد. كاروانها و مسافران فراوانى آهنگ اين شهر مىكردند و در اين ميان كربلا هم كه در نزديكى اين شهر قرار داشته، به ناگزير سهم درخور توجّهى از داد و ستد با آن را به خود اختصاص داده و از آنجا كه در دورۀ پيش از اسلام و هم در دورۀ اسلامى بر سر راه حيره، انبار، شام و حجاز قرار داشته در داد و ستد اهميتى بسزا يافته است.
طبيعت، فراوانى آب و حاصلخيزى زمين را به اين آبادى تاريخى ارزانى داشته و اين آبادى داراى مزرعههاى فراوان و محصولات گوناگون و ميوههاى رنگارنگى شده و اينها همه، در كنار سيراب شدن شهر از شاخۀ فرات كه در جنوب شهر «هيت» از فرات اصلى جدا مىشود، فراوانى جمعيت و سكونت مردمان در اين آبادى و همچنين عمران و شكوفايى روز افزون آن را سبب گشته است.
در دورۀ فتوحات اسلامى، خالدبن عرفطه به فرمان سعد بن ابىوقاص پس از فتح