205نقابت بر دو گونه است؛ «عام» و «خاص». نقابت خاص آن است كه نقيب در كار پيشوايى و تدبير، تنها به نقابت بسنده بدارد و از آن فراتر نرود و به داورى و اجراى حد نپردازد.
بدين سان در اين نوع از نقابت، علم از شروط آن نيست.
در نقابت، مردمان دوازده حق بر نقيب مىيابند كه بر او لازم است:
1- حفظ نسبهاست از اين كه كسى از بيرونيان بدين نسب در نيايد و كسى از بيرون رفتگان از شمار اين نسبت بيرون نماند. بر نقيب لازم است هم آن را كه از خاندانش بيرون رفته و با خاندانى ديگر وصلت كرده است، ثبت كند و هم آن را كه بدين خاندان در آمده است تا نسبتها بدرستى ثبت و محفوظ بماند و هر كس به همان نسب كه دارد نسبت داده شود.
2- تيرههاى خاندان و نسب، هر تيره را خوب بازشناسد تا به گذشت سالها، نسب بر آنان مجهول و پنهان نماند و نسبى با نسب ديگر خلط نشود. همچنين نقيب بايد نام كسانِ خاندان خود را، هر كس با نسب خويش در ديوان ثبت كند.
3- هر فرزند پسر و دخترى را كه در خاندانش زاده شده، بداند و در ديوان ثبت كند و هر كس را هم كه از اين خاندان بميرد بداند و يادآور شود تا نسب و تبار هيچ كودكى به واسطۀ ثبت نشدن و نوشته ناشدن، گم و تباه نگردد و هيچ كس مدعى نسبى با مردهاى كه مرگِ او را يادآور نگشتهاند نشود.
4- كسان خاندان خويش را بر خُلق و خويى كه مناسب تبار والا و نام و نسب گراميشان است بدارد، تا از اين رهگذر آبرويشان نزد مردمان بيشتر شود و حرمت رسول خدا صلى الله عليه و آله هم به واسطۀ آنان پاس داشته شود.
5 - خاندان خود را از شغلهاى پست و خواستههاى ناروا دور بدارد و هم از اين كه خود را به حرام بيالايند باز بدارد تا بر دينى كه يارى كردهاند غيرتى افزونتر يابند و با منكرى كه از رفتار و كردار خود زدودهاند بيگانهتر تا نه زبانى به بدگويى آنها بچرخد و نه انسانى دشمنى با آنان در دل پرورد.
6 - خاندان خويش را از تسلط و زورگويى بر مردم باز دارد؛ چرا كه آنان دودمان شريفى هستند. و آنان را از پراكندگى در نسب بازدارد و مانع از كينهتوزى و دشمنى ايشان به مردم گردد. و خاندان خويش را به مهربانى و عطوفت و صفاى دل