44مضبوط دارد، چهار ارّاده توپ، قريب پانصد خانوار 1 در آن قلعه ساكن، و مابين قلعه قريب هزار و پانصد خانوار 2 رعيت دارد، بسيار خوش آب و هواست. آب خوراكشان به قدر نصف آسيا از كوه مىآيد، به آن گوارايى آب بسيار كم است.
در شش فرسخى كوه است، برف زياد دارد، براى فروش مىآورند. «محسن افندى» نهايت اكرام كرد، ولى يك «ولى عثمان» نام بود، «يوزباشى» سواران قلعه، بر پدرش لعنت! براى سوار همراه نهايت هرزگى كرد.
«اربيل» شهرى است واقع در جنوب شرقى «موصل»، اهالى اين بلده تماماً كُرد، و عبارت از چهار هزار خانوار است.
«اسكندر رومى»، سيصد و سى و يك سال قبل از «ميلاد عيسى»، در اين جا «داراى كيانى» را شكست داد. و به روايتى همان روز مبدأ تاريخ اسكندرى مقرر گرديد، و اين شهر از بلاد جبل محسوب است، در قديم الايام پايتخت بلاد «زور» بود و در مابين رودخانههاى «زاب بزرگ» و «زاب كوچك» واقع است، دو منزل از «موصل» دور، و اطراف قصبه، به يك سور 3 استوار محصور است، آبادانى در زمين مستوى 4 است.
حكمران با همت
در زمان حكمرانى «ملك المعظم مظفرالدين ابوسعيد كوكبورى بن ابوالحسن على تركمان» صحراى «اربيل» خيلى آباد بود، قنواتِ زياد، اين صحرا را مشروب مىساخت، اين حكمران باهمت، در اين شهر باصفا، دارالسلطنه و جامع كبير، و از براى كورها و شلها و بيوهها و مسافرين، عليحده رباطات 5، و از براى مريضها نيز مريضخانه بنا كرد؛