45و فقرا و مساكين وابناى سبيل را اطعام مىكرد و اكسا 1 مىنمود و انعام مىداد. مدرسۀ واسعى بنا نموده؛ مدرّسى از حنفى و شافعى مأمور به تدريس كرده بود. در هر هفته به همان مدارس رفته، به طلاب انعام مىداد، و «خانقاهى» از براى صوفيان معين كرده بود، و صوفيان را نيز اكرام مىكرد.
در هر سال دو دفعه به لنگرگاهها مال وافر فرستاده، اسراى اسلاميه را از كفار خريده، و مخارج راه آنها را داده به ممالكشان مىفرستاد، در هر سال از براى فقراى حرمين، پنج هزار تومان ارسال مىداشت، آب جبلِ «عرفات» را اين حكمران عاليقدر جارى نمود، و چند بركۀ عالى در اين كوه بنا كرد.
اين پادشاه حرمت زياد به عيد ولادت «حضرت فخر عالم» مىنمود، و روايت مىكنند كه از براى جشن عيد مزبور، كه اين پادشاه برپا مىكرد، انبوهى از قُرّاء و علما و ادبا و شعرا و حكما و صاحبان فنون و صنايع، از «عراق» و «شامات» و «كردستان» و «ايران» و ساير ممالك متجاوره آمده، در «اربيل» جمع مىشدند. و اين پادشاه نيز يك ماه قبل از عيد مولود، بيست قُبّه 2 از تخته، نصب مىكرد و تمام اين قبّات عبارت از چند طبقه بودند، و آنها را مزّين به انواع اسباب ذى قيم مىنمود، در اين طبقات خنياگران 3 خوش صوت، و سازندهها و ساير صاحبان صنايعِ نفيسه نشسته، آهنگ ساز و آواز و اجراى صنعت مىكردند. اهالى از داد و ستد دست مىكشيدند و اين قبهها، از دروازۀ شهر تا به «خانقاه» مثل خيابان، روبرو نصب مىگرديد.
هر روز بعد از عصر، اين پادشاه از اين خيابان آمده ،در يكى از اين قباب نشسته، تماشاى صنايع بديعيۀ صاحبان فنون را مىكرد، خيمه شببازىهاى خوب، به نظر اين پادشاه مىرسانيدند. و شبها در «خانقاه» وجد و سماع صوفيان را تماشا كرده، در آنجا