130در سال چهاردهم هجرى «ابوعبيدة بن الجراح» و «خالد بن وليد»، به تدريج تمامى «شامات» را فتح كرده، داخل در ممالك اسلام نمودند.
در سال (61) «معاوية بن ابى سفيان»، (بنا به نگارش صاحب جهان نما)، يعنى «كاتب چلبى» تغلّباً 1 ضبط كرده، «دولت امويه» را تأسيس نمود، و از اين طبقه پانزده نفر تا سال (132) پادشاهى كرده، در هجوم «عباسيان» منقرض شدند.
در سال (132)، «شامات» از ممالك «خلافت عباسيه» محسوب گرديد، «بنى طولون» كه در سال (254) در خلافت «المعتّز» در «مصر» ولايت يافتند، «شامات» را هم ضبط كردند، اما بعد از (38) سال باز «آل عباس» ضبط نمود، در سال (290) قرامطه، «شامات» را تاخته، از قتل و نهب كوتاهى ننمودند.
در سال (323)، «الرّاضى» خليفه «شامات» و «مصر» را، به «اخشيد بن طغج» داد، تا به سال (358) اين مملكت در تصرف «اخشيديان» بود.
در سال (259) از جانب «المعز لديناللّٰه» «خليفۀ علويه» ضبط گرديد.
در سال (414) دولت «بن مرداس»، در «حلب» تشكيل يافت، و در سال (467)، «خطّه شاميّه» به دست «سلاجقه» افتاد.
در سال (493) مجاهدين فرنگ، «بيت المقدس» و بعض بلاد اين خطّه را، حرباً استيلا كردند، در سال (499) ولايت «شام» را امير «طغتكين» ضبط نمود، در سال (511) دولت «بنى ارتق» در «حلب» استقلال به هم رسانيد، و در سال (523) «عماد الدين زنگى»، «حلب» را متصرف گشت، و در سال (549) «نور الدّين شهيد»، «شام» را استرداد كرد، چون اغلب بلاد «شامات» و «ديار بكر» به دست مجاهدين فرنگ افتاده بود، اين پادشاه با حشرات اهل صليب جنگهاى سخت كرده، پنجاه قلعه استرداد، و در «شام» يك دار الشفا بنا فرمود و (حمامة الهوادى \كبوتر نامه) تربيت كرد.
در سال (570) «سلطان صلاح الدين يوسف»، در «مصر» و «شام» دولت «ايوبيّه» را تشكيل كرد، و بعد از جنگهاى سخت حياتى و مماتى، پاى شوم مجاهدين صليب را از ممالك اسلام بريد.