131در سال (643) قشون «خوارزميان»، به قدر پنج ماه «شام» را محاصره نمود، و در سال (648) «معزّ الدّين ايپك»، دولت «مملوكيه» را تأسيس كرد، در سال (658) قشون «هلاكوخان» بعض بلاد «شامات» را غارت كرده، در جنگ «دير جالوت»، از «مصريان» شكست فاحش خورده، برگشتند و دولت «ايوبيّه» در اين مملكت منقسم به چند حكومت گشت، اما «ملك مظفّر»، بعد از شكست دادن قشون «هلاكو خان» «شام» را ضبط كرد، در سال (784)، دولت «چراكسه» در «مصر» استقلال يافته، «شامات» را هم متصرف شدند، در سال (922) بعد از «ملحمه» «مرج دابق»، «سلطان سليم الاوّل»، الملقّب به «ياوز» عثمانى، از دست «چراكسه مصر» استرداد نمود، كه از آن روز الى امروز، اين مملكت در تحت تصرف آن دولت است. (انتهى)
«مشير اردو نامقپاشا» كهسرداربيست [و]پنج هزار و سيصد نفر قشون سواره و پياده و توپخانه، با هفتاد ارّاده توپ مىباشد، و او را سردار«اردوى عربستان»مىگويند و«عربستان» عبارت است از: «شامات» و «حلب» الى سر حدّ «ديار بكر»، و «ديار بكر» داخل «اناطولى» است، و «دولت روم» (پنج اردوى مستعد هميشه دارد كه هر اردوئى تحقيقاً بيست وپنج هزار وسيصد نفر نظام سواره و پياده توپچى، و هفتاد ارّاده توپ است.
(اردوى اوّل): دار السّعادة، يعنى قراول مخصوص پادشاه، سرباز خانه شان در عمارت سلطانى؛ سردارشان «محمد امين پاشا»، همه روزه مشق دارند.
(اردوى دويم): «اسكدار»، در خود «اسلامبول» است، هشت ماه بايد در چادر باشند، و چهار ماه در ميان قشلا (به معنى سرباز خانه)
سيّم «اردوى روميلى»، كه مملكتى است مثل «خراسان» يا «فارس»
چهارم: «اردوى اناطولى». پنجم: «اردوى عربستان»
سواى اردوى مزبور، دو هزار قشون از «عراقق عرب»، يعنى «بغداد» و «بصره» و «سليمانيه» و شهر «زور» و «كربلا» و «نجف»، و شش هزار قشون از «حجاز»، يعنى «مكه» و «مدينه» و «جده»، و هفت هزار قشون متفرقه دارد، روى هم رفته اين قشونها موافق يك اردو مىشود، اردوىديگر در ميانكشتى استكهآنرا«اردو[ى]بحريه»مىگويند، عددشان همان بيست و پنج هزار و سيصد نفر است، ولى هزار و دويست ارّاده توپ دارند، وجيره مواجب آنها مساوى، و نيمِ ساير قشون است، همچنين احترام «قپودان پاشا».