93مىخواهند به سر مسلمانان مىآورند، رشوه مىگيرند، بداخلاقى مىكنند و هر گونه توهين روا مىدارند. اين منظره هر مسلمان بيدار و غيورى را متأثر مىكند كه چگونه بيگانگان و دولتهاى دست نشاندۀ آنها ميان مسلمانان ديوار كشيدهاند و پيكرۀ اسلام و جامعۀ مسلمان را قطعه قطعه كردهاند و به نامهاى موهوم خطوطِِ سرحدى و عناوين نژادى، همه را از هم جدا و به جان هم انداختهاند! اميد است ديرى نگذرد كه روابط محكم و معنوى مسلمانان اين تارهاى بافته بيگانگان را بگسلد و ديوارهاى سرحدى را خراب كند.
اختران درخشان؛ كاظمين (ع)
پاسى از شب گذشته بود كه از اين بندها عبور كرده وارد خاك عراق شديم، نيمه شب در ميان درختهاى نخل و روشنى چراغها، دو گنبد اختران درخشان و امامان هاديان، كاظمين8 نمايان شد.
هنوز ساعتى از شب باقى بود كه ماشين در يكى از بازارهاى نزديك صحن متوقف شد، مهمانخانهها و قهوهخانهها همه بستهاند، ما هم گيج و خستهايم. بارها را در كنار بازار جمع كرديم، نه جاى استراحت است نه از ترس دستبرد مىتوان چشم به هم گذارد! گاهى راه مىرويم، گاهى مىنشينيم و تكيه مىدهيم. هوا گرم و فضا نامطبوع است، در انتظار دميدن سپيدۀ صبح و نسيم رحمتيم.
كم كم دود سماور قهوهخانهها و بخارى شير فروشها با صداهاى