92و كيسۀ طمعش پر نشده بود كه ديگر همه به هيجان آمدند و اتومبيل حركت كرد. همه از تنگى جا و سر و صدا و آٍه و نالۀ زنها و بچههاى عرب در زحمت و متأثر بوديم، چه بايد كرد؟ هنوز اول سفر است بايد بردبار و صبور بود، از اين وقايع بسيار در پيش داريم. ناملايمات و گرفتارىها براى همين است كه روحِتحمّل و حكومت بر نفس پيدا شود، چه ناملايماتى كه لازمۀ زندگيست و چه براى انجام وظيفه و تكليف است.
اين ديگ ز خامى است كه در جوش و خروش است
چون پخته شد و لذت دم ديد خموش است
اوضاع نابسامان سرحدّ ايران و عراق
شب رسيد، چند ساعتى استراحت كرديم. پيش از ظهر از حوالى كرمانشاه عبور كرديم، از اينجا وضع و آداب تغيير مىيابد. قهوهخانهها پرجمعيت و بازار قمار گرم است. لباسهاى كردى، سبيلهاى كلفت، پيراهنها و عقالهاى عربى زياد ديده مىشود. لهجهها مخلوط از فارسى و كردى و عربى است. فعاليت قاچاقچيان و قاچاقبران در گاراژها، قهوهخانهها و ادارات زياد است. چشمهاى ناآرامشان به هر گوشه و كنار و به سوى هر ماشين و در ميان هر جمعيتى كار مىكند و با كارمندان دولت و مأموران سرحدّى، ايما و اشارات و لغاتى دارند. در چند كليومتر ميان قصر و خانقين چندين مركز گمركى و تفتيش برقرار است كه در هر يك، بايد چند ساعت مسافران معطل شوند. هر چه