63سخن در اينجا است كه از كى بايد اطاعت نمود؟ سزاوارترين كس در اطاعت از امر و نهى او، همان مبدأ حكيمى است كه روح و صورت و ظاهر و باطن را پديد آورده؛ تركيب عالى ظاهر و صورى، در اثر اطاعت طبيعى مواد است از امر و ارادۀ تكوينى او، و رسيدن به تركيب عالى معنوى و روحى، اثر اطاعت ارادى از اوامر تشريعى او است. اين دو جمله را آن حضرت همرديف قافيۀ سخنان ملحد آورد، تا معارضه را از هر جهت تمام كرده باشد.
ابن ابىالعوجاء، مانند همۀ همسلكان خود، كه مطالب كممغز را با عبارات نغز مىپردازند و در آوردن لغت و ساختن دليل و فرمول و درست كردن قافيه تكلّف مىورزند، سخنان كم مايۀ خود را در قالب عبارات پرداخته، درآورد. امام7 حقايق پرمغز را با عبارات ساده و روان بيان نمود به اينجا رسيد، امام7 ساكن شد. ابن ابىالعوجاء مانند كسى كه از تاريكى ناگهان به محيط نورانى منتقل شود، چشم عقلش خيره شد و دچار حيرت و بهت گرديد، ندانست چه بگويد و از كجا تجديد سخن كند، چيزى به نظرش نرسيد فقط جملۀ مختصر و سستى گفت و ديگر ساكت شد، گفت:
«ذكر و احلت على غائب»
«سخن گفتى و حواله به ناپيدايى (غايبى) نمودى؟ !
«فقال: وَيْلَكَ وَ كَيْفَ يَكُونُ غَائِباً مَنْ هُوَ مَعَ خَلْقِهِ شَاهِدٌ وَ إِلَيْهِمْ أَقْرَبُ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَسْمَعُ كَلامَهُمْ وَ يَرَى أَشْخَاصَهُمْ وَ يَعْلَمُ أَسْرَارَهُمْ وَ إِنَّمَا الْمَخْلُوقُ الَّذِى إِذَا انْتَقَلَ