62مستقيم و حد وسط هم بسيار استعمال مىشود، بنابراين معناى عبارت حد وسط ميان معنا و صورت و دنيا و آخرت است.
اجتماعات كوچك و بزرگ انسان، اجتماعات قبيلگى و شهرنشينى، اجتماعات جشنها و سانسپاهها و عبادت بتها، همه و همه مظهر ذلّت و بندگى در برابر شهوات و قوانين بشرى و اوهام و فرمانبرى جمعيتها براى فرد است، فقط اجتماع حجّ و شعب آن است كه براى فرمانبرى از خدا و حكومت بر شهوات مىباشد و در آن اختلافات نكتببار نيست: «ومجمع العظمۀ و الجلال.» بعد براى رفع اشتباه ديگرش فرمود: پايۀ اين خانه، پيش از خلقت و آمادگىِ ديگر قسمتهاى زمين بوده و نخستين نقطه و قمست درخشان زمين بوده كه دو هزار سال پيش از قطعهها ديگر خلق شده؛ قسمت دوم سخن آن حضرت اينجا پايان يافت. اين قمست دربارۀ اساس و اسرار خانه و اعمال آن بود، كه سؤال و اعتراض ملحد جواب داده شد. با اين بيان روشن، اگر جوياى فهم و حق بود، اشتباه و ابهامى باقى نماند، محور سخن آن حضرت دربارۀ اسرار و اساس خانه بر عبوديت و فرمانبرى بود. در قسمت سوم سخن، براى آنكه پايۀ عبوديت و فرمانبرى را محكم گرداند تا شكى و خلجانى دربارۀ آن در خاطر نيايد و اعتراضى در ذهن نماند، جملهاى فرمود و سخن را تمام كرد: «اِنَّ أحقَّ. . .»
زندگى، اطاعت و فرمانبرى است. بدون اطاعت و فرمانبرى، نه اجتماعى باقى مىماند، نه كمالى حاصل مىشود و نه سنگى روى سنگ قرار مىگيرد. پس در اصلِ اطاعت و فرمانبرى جاى سخن نيست.