64عَنْ مَكَانٍ اشْتَغَلَ بِهِ مَكَانٌ وَ خَلَا مِنْهُ مَكَانٌ فَلَا يَدْرِى فِى الْمَكَانِ الَّذِى صَارَ إِلَيْهِ مَا حَدَثَ فِى الْمَكَانِ الَّذِى كَانَ فِيهِ فَأَمَّا اللَّهُ الْعَظِيمُ الشَّأْنِ الْمَلِكُ الدَّيَّانُ فَإِنَّهُ لَا يَخْلُو مِنْهُ مَكَانٌ وَ لا يَشْتَغِلُ بِهِ مَكَانٌ وَ لا يَكُونُ إِلَى مَكَانٍ أَقْرَبَ مِنْهُ إِلَى مَكَانٍ وَ الَّذِى بَعَثَهُ بِالْآيَاتِ الْمُحْكَمَۀِ وَ الْبَرَاهِينِ الْوَاضِحَۀِ وَ أَيَّدَهُ بِنَصْرِهِ وَ اخْتَارَهُ لِتَبْلِيغِ رِسَالاتِهِ صَدَّقْنَا قَوْلَهُ بِأَنَّ رَبَّهُ بَعَثَهُ وَ كَلَّمَهُ»
حضرت فرمود: «واى بر تو! چگونه غايب است؟ ! كسى كه گواه و مراقب آفريدۀ خود است و به مردم نزديكتر از رشتۀ رگ گردن، سخن آنان را مىشنود و اشخاص آنها را مىنگرد و اسرارشان را مىداند. آن مخلوق است كه چون از مكانى منتقل شد، مكانى را اشغال مىنمايد و مكانى از وى خالى مىماند، پس در آن مكان كه به سوى آن رفته نمىداند در مكانى كه در آن بوده، چه پيش آمده، اما خداوند عظيمالشأن آن فرمانفرماى بزرگ، جزا دهندۀ خُرد و سترگ، نه مكانى از وى خالى است و نه مكانى او را در برگرفته و نه مكانى به او نزديكتر از مكان ديگر است و آن پيامبرى كه او را با آيات محكم و براهينى روشن برانگيخت و به يارى خود فيروزش داشت و براى رساندن رسالات خود برگزيدش. ما سخن آن شخص را تصديق مىنماييم كه گفت: پروردگارش او را برانگيخته و با وى سخن گفته است.»
او گفت: به غايب حواله نمودى و ساكت شد. مقصودش اين بود كه آنچه گفتى خبر از موجودى است كه ما او را نمىبينيم و او از ما غايب است و آنچه مورد مشاهده است، خانهاى است و اعمال پيرامون آن.